السيد محمد حسين الطهراني

268

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

وجود آورده باشد . هريك از فرشتگان مقرّب ، اسم و صفتى از اسماء و صفات كليّهء او هستند كه : داراى تعيّن اسمى بوده ؛ و بدين جهت از يكدگر متمايزند . و هر كدام نوعى منحصر به فرد بوده ، و كثرت اين عالم ، أفراد متعدّدهء در تحت آن أنواع نمىباشند ، نوعيّت و جنسيّتى كه در تحتش افرادى باشند ، و از جنس و فصل تركيب شده باشند ، اختصاص به عالم طبع و مادّه دارد ؛ و در أنواع مجرّده از اين مقوله خبرى نيست . آن فرشتگان أوّلين ، محلّ ظهور و تجلّى او مىباشند ؛ و سپس به فرشتگان پائين‌تر ، و از آنها به پائين‌تر تا برسد به اين عالم ، نور احديّت حضرت حقّ بواسطهء تجلّى و ظهور ، و بالأخره عبور از اين آئينه‌ها و شبكه‌ها ، اين كثرات را در جهان هستى ، مرئىّ و مشاهد ما گردانيده است . جبرائيل ملك مقرّب خدا و أعظم از جميع ملائكه است كه علم حضرت حقّ در او تجلّى مىكند ؛ و از او در طريقهء وحى به فرشتگان پائين‌تر و كوچكتر ، كه تعدادشان بسيار است ، تجلّى و ظهور مىكند ؛ و از آنها به پيامبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ظهور و تجلّى مىنمايند . جبرائيل و اين فرشتگان أبدا از خود هستى و بودى ندارند ؛ استقلال و عزّتى ندارند . آنچه هست هستى و بود خداوند است ؛ و استقلال و عزّت حضرت اقدسش جلّ و تعالى مىباشد . هميشه و پيوسته وحيى كه به رسول أكرم مىشود ، از خداوند به توسّط جبرائيل ، به توسّط سفرة كرام بررة مىباشد . و همه‌اش وحى خداست ؛ چون در عالم وجود غير از خدا چيزى نيست . منتهى اينكه گاهى آن حضرت چنان غرق أنوار ذات احديّت بود كه أبدا جبرائيل را با آن سعه و وجود ملكوتى نمىديد ؛ تا چه رسد به سفرة كرام بررة . و در اين مواقع پيامبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلم مدهوش و بىهوش به روى زمين