السيد محمد حسين الطهراني
266
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
مىشده است . أمّا از آنجائى كه به صراحت آيهء مباركهء قرآن كه : تكلّم خداوند با هر بشرى را منحصر در وحى ، و يا از پشت پرده ، و يا إرسال فرستاده و رسول مىشمرد ؛ و در اين سه قسم تحديد مىنمايد ؛ مىتوان قطعا استفاده كرد كه : تمام اين اقسام از نزول آيات توسّط خداوند ، و روح و جبرائيل ، و فرشتگان دستياران او ، همه از قبيل وحى نبوده است : وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ « 1 » وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا الآية . ( و از براى هيچ فردى از أفراد بشر نيست كه خداوند با او تكلّم كند و سخن بگويد ، مگر از راه وحى ، و يا از پس پرده و حجاب ، و يا اينكه فرستادهاى را بفرستد ، و او با إذن خدا آنچه را كه خدا بخواهد ، وحى كند و خداوند حقّا و تحقيقا بلندمرتبه و رفيع المنزله ، و داراى حكمت و استوارى و إتقان است . ) اين آيه با صراحت تمام مىگويد : وحى خداوند غير از نزول جبرئيل و فرستادن پيام است ؛ زيرا أو يرسل رسولا را كه شامل نزول جبرئيل و سفرة كرام بررة و شامل نزول ساير دستياران او مىشود ، قسيم با إلّا وحيا قرار داده است . بنابراين تكلّم با بشر كه از سه طريق بيرون نيست ، و مسلّما دربارهء رسول الله من وراء حجاب نبوده است يا بايد ؛ وحى باشد ؛ و يا بتوسّط جبرئيل و ملائكهء وى . و بنابراين حتما تكلّم خداوند به طريقهء وحى ، غير از تكلّم وى به طريقهء إرسال جبرئيل و فرشتگان خواهد بود . أمّا مطلب مهمّى كه مسئله را حلّ مىكند ؛ و در اين مسئله ، و در بسيارى از مسائل ديگر ، نظير قبض روح مردم يك جا توسّط خود خداوند ؛ و در جاى ديگر توسّط ملكالموت ، و در جاى سوّم توسّط ساير فرشتگان موت و قبض روح ؛ و نظير
--> ( 1 ) آيهء 51 ، از سورهء 42 : شورى .