السيد محمد حسين الطهراني

264

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

غافلين به اين سرگذشت بوده‌اى ! ) و يا بواسطهء وحى روح ، و روح الأمين و روح القدس ، و جبرائيل مىشمرد ؛ مانند آيهء : وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً « * » مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ - صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ . « 1 » ( و همچنين ما به سوى تو روح را كه از أمر ماست ، وحى نموديم ! و پيش از آن تو نمىدانستى كه : كتاب چه بود ؟ ! و ايمان چه بود ؟ ! و ليكن ما آن روح را نورى قرار داديم كه تا بواسطهء آن ، هر كدام از بندگان خود را كه بخواهيم ، هدايت نمائيم . و تو حقّا به سوى صراط مستقيم رهبرى مىكنى - صراط مستقيم صراط الله است ؛ آن خدائى كه براى اوست آنچه در آسمانهاست ؛ و آنچه در زمين است . آگاه باش كه : بازگشت امور به سوى خداوند است . ) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ « 2 » ( قرآن را روح الأمين بر قلب تو فروفرستاد ؛ تا اينكه با زبان عربى واضح و آشكارا ، مردم را ( از شرك و كفر و فسق و هر گونه انحراف عقيدتى و أخلاقى ) بر حذر دارى ! ) قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا . « 3 »

--> ( 1 ) آيهء 52 و 53 ، از سورهء 42 : شورى . ( * ) - روح ، موجودى است واحد ، و أفضل و اشرف از جميع ملائكه حتّى جبرائيل . و آنچه از روايات استفاده مىشود ، آنست كه : نزول جبرائيل و ارسال وحى او با كمك و معاونت و معيّت روح مىباشد . و از آيهء تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ استفاده مىگردد كه : ملائكه جمع است ، و روح واحد . و علاوه روح غير از ملائكه است چون آن را قسيم آنها شمرده است . و به نفس ناطقهء انسان روح گويند ، بواسطهء إمكان ترقى و تكامل و بلوغ به مرتبهء روح ؛ و گرنه خود نفس ، روح نيست . ( 2 ) آيهء 193 ، از سورهء 26 : شعراء . ( 3 ) آيهء 102 ، از سورهء 16 : نحل .