السيد محمد حسين الطهراني
225
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
زمانى كه در مشاجرات و خصومتهائى كه در ميانشان واقع گردد ؛ تو را حكم قرار داده ، و به تو رجوع كنند ؛ و سپس از آنچه را كه تو به نظر خودت در ميان آنها حكم كردى و قضاوت نمودى . أبدا ناراحتى و حرجى در خود إحساس ننمايند ، و گرفتگى را در خود نيابند . و به آخرين درجهء از تسليم ، تسليم أمر و نظر تو باشند . و اگر ما برايشان واجب مىكرديم كه : بايد خودتان را بكشيد ؛ و يا آنكه از ديار و شهرهايتان خارج شويد ؛ جز عدّهء كمى از آنها كسى ديگر بجاى نمىآورد ، درحالىكه اگر آنان انجام مىدادند آنچه را كه از راه وعظ و اندرز به آنها گفته شده بود ؛ براى آنها خير بود ؛ و بهتر و نيكوتر ايشان را تثبيت مىنمود . و در آن صورت ما به آنها از جانب خودمان أجر و مزد عظيمى عنايت مىكرديم ؛ و البتّه آنها را در صراط مستقيم هدايت مىنموديم . و كسى كه از خدا و رسول اطاعت كند ؛ پس با كسانى كه ما بر آنان نعمت دادهايم ، از پيغمبران ، و صدّيقان ، و شهداء ، و صالحان خواهد بود ؛ و چه رفيقان نيكى خواهد داشت . اينست فضل و مزيّتى كه از جانب خداست . و كافى است كه خداوند عليم و دانا و مطلع بر امور است . ) در اين آيات مشهود است : كه مطيعان به أشدّ اطاعت قولا و فعلا ، و ظاهرا و باطنا كه قدم در راه عبوديّت نهاده ؛ و ازاينجهت هيچچيز مختصرى از طاعت را فرونمىگذارند ؛ و هيچچيز مختصر از معصيت را مرتكب نمىشوند ؛ خداوند سبحانه و تعالى آنها را تابع و پيرو و متعلّق و وابستهء به آن افرادى كه بر آنها نعمت داده شده است ؛ قرار داده ؛ و در صفى پائينتر از صفّ آنان معين كرده است . زيرا أوّلا مىگويد : مع با آنها هستند و نمىگويد من از آنها هستند . فرق است ميان مع الّذين با من الّذين و ثانيا و جملهء حسن اولئك رفيقا ( آنها رفيقان خوبى براى اينها هستند ) دلالت بر علوّ مقام و درجهء رفيقان كه منعم عليهم مىباشند ، نسبت به اين مطيعان دارد .