السيد محمد حسين الطهراني

212

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

دانايان به معرفت خدا ، و روزهاى خدا ( أيّام الله ) مىباشند . و ليكن چون ذكرى از عظمت خدا بنمايند ، زبان‌هايشان شكسته مىشود ؛ و دل‌هايشان پاره مىگردد ؛ و عقل‌هايشان مىپرد ؛ و ادراكاتشان ضعيف و سست مىشود ؛ به جهت بزرگداشتى كه از عزّت و عظمت و جلالت او مىنمايند . و چون از اين حال افاقه پيدا كرده و بيرون روند ؛ به سوى أعمال صالحه نموّدهنده و پاكيزه ، بر يكدگر سبقت مىگيرند ؛ پيوسته خود را از ظالمان و ستمگران مىشمرند ؛ و از خطاكاران به شمار مىآورند - با آنكه از ستم و خطا پاكند - و خود را از مقصّران و كوتاهىكنندگان محسوب مىدارند . اگر عمل كمى براى خدا انجام دهند ، بدان خشنود و راضى نمىگردند ؛ و اگر عمل زيادى بجاى آورند ، آن را زياد نمىشمارند . و براى خدا در اعمالشان ناز و منّت ندارند . پس ايشان جماعتى مىباشند كه : هر وقت بر آنان نظرى بيفكنى ، در حال همّ و غمّ ، و در خوف ، و ترس ، و اضطراب خاطر ، و نگرانى ضميرند . پس اى گروه بدعت‌گذار ! شما كجا همانند آنان خواهيد بود ؟ ! آيا نمىدانيد كه : داناترين مردم به مسئلهء قدر ، آن كسى است كه سكوتش در اين مسئله بيشتر بوده باشد ! و جاهل‌ترين مردم در اين مسئله ، آن كسى است كه گفتارش بيشتر باشد ؟ ! [ روايت وارده از حضرت عسكرى عليه السّلام در نور قرآن و روزهء شعبان ] آنگاه حضرت مىگويد : امروز غرّهء شعبان است ، خداوند شعبانش ناميده است لتشعّب الخيرات فيه ( براى آنكه كارها خير و نيكو ، در آن شعبه شعبه شده ؛ و به اقسامى منقسم مىشود . ) تا مىرسد به اينجا كه مىگويد : آيا مىخواهيد من براى شما بيان كنم آنچه را كه از رسول خدا صلّى الله عليه و آله شنيده‌ام ؟ ! روزى رسول خدا لشكرى را به سوى قومى از كفّار كه در نهايت عداوت با مسلمين بودند ؛ گسيل داشت ؛ خبرى از آنها نرسيد ؛ و در فكر آنها فرورفت ؛ و