السيد محمد حسين الطهراني

210

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

است . چون من در حرم هم روضه‌خوانى مىكنم ! من بسيار خوشحال شدم ؛ و مرحبا و آفرين گفتم ؛ و عرض كردم : وجود شما بدين موهبت الهيّه مبارك است ! ساعتى نشستند ؛ و در وقت رفتن ، مرحوم حاج شيخ جعفر رو به من نموده گفت : آقا شما از قرآن از من هيچ نپرسيديد ، و سؤالى ننموديد ! و امتحانى به عمل نياورديد ! من عرض كردم : مطلب مسلّم است ؛ و براى من شكّى نيست تا احتياج به پرسش و آزمايش داشته باشد ! زيرا در مقام ثبوت ، اين حقير شكّ در إمكان اين گونه إفاضات و بركات از حضرت رضا ندارم ! و أمّا در مقام إثبات ، وجودى به اين مجلّلى و محترمى كه حقيقتا مصداق صدق است ؛ براى من شكّى نمىگذارد ! در تفسير منسوب به حضرت إمام حسن عسكرى سلام الله عليه در ذيل آيه مباركه : فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ . « 1 » ( « دربارهء قرضى كه داين به مديون مىدهد » اگر مديونى كه حقّ بر عهدهء اوست ، سفيه باشد ، و يا ضعيف باشد ، و يا نتواند مطلب خود را املاء كند ، و كاتب بنويسد ؛ بايد ولّى و سرپرست او بجاى وى از روى عدل و داد إملاء نمايد . ) روايتى بسيار مفصّل كه حاوى مطالب و جرياناتى است ؛ روايت نموده است . و ما در اينجا فقطّ به مختصرى از آن كه شاهد گفتار ما در نور قرآن ، و درخشندگى و تابش آنست اشاره مىنمائيم :

--> ( 1 ) بعضى از آيهء 282 ، از سورهء 2 : بقره .