السيد محمد حسين الطهراني

204

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

و از اين راه مىتوان به حقيقت تاريكى و ظلمت ، ظلم و ستم كه مصداق جلىّ آن شرك است ؛ پى برد . ألفاظ براى معانى عامّه وضع شده‌اند ؛ و ظلمت و نور ، و كورى و بينائى ، و كرى و شنوائى ، و مرگ و حيات ، و ما شابهها حقيقتا بر ظلمت روحى و شرك و كفر ، إطلاق مىشوند . بلكه بهترين و روشن‌ترين مصاديق آنها همانا معانى ملكوتيّه و نفسانيّه‌اند . و اين ظلمت‌هاى مادّى ، رشحه‌اى است از آن ظلمت ؛ و نمونه‌ايست از آن . اين گونه تعابير در قرآن مجيد بسيار است . در دو جاى از قرآن دو آيه ذيل وارد شده است : إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ . وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . « 1 » ( « اى پيامبر » تو چنان قدرتى ندارى كه بتوانى سخنت را به مردگان بشنوائى ! و چنين توانى ندارى كه بتوانى به مردمان كر ، صدايت را برسانى ! درحالىكه ايشان پشت نموده ، و از حقّ روى مىگردانند ! و تو كسى نيستى كه بتوانى كوران را از گمراهىهايشان ، به راه هدايت رهبرى كنى ! تو فقطّ مىتوانى گفتارت را به كسانى بشنوائى كه به آيات و نشانه‌هاى ما ايمان مىآورند ؛ و بنابراين سر تسليم فرودآورده ، و از جمله مسلمانانند ! ) در اين آيات ، خداوند با منكران و جاحدان حقّ به عنوان مردگان و كران و كوران مواجه شده است .

--> ( 1 ) أوّل در سورهء 27 : نمل ؛ آيهء 80 و 81 . و دوّم در سورهء 30 : روم ، آيهء 52 و 53 غاية الأمر در جاى دوّم در سر إنّك فاء آمده است : فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى .