السيد محمد حسين الطهراني
181
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
بچّهدارى و تكثير اين نوباوهء ريحان آدمى ، اين عمل سالم و نيكو را ترك مىكنند ؛ [ فوائد بيشمار حامله شدن زنان و مضرّات بيشمار نازائى ] و به دنبال كارهاى خارج از منزل مىروند ؛ چقدر از قافلهء تقدّم و پيشرفت ، عقب افتادهاند ؟ آنها هر كارى بكنند ؛ و بهر مقام و شغلى دست بزنند ؛ و هر گونه هنر و فنّ را بياموزند ؛ بهطورىكه فرضا سراسر اطاقشان را از تابلوهاى دكترى ، و مهندسى ، و ساير فنون زينت دهند ؛ و تا پايان عمرشان هم اگر تلاش كنند ؛ و حقّا و واقعا نيّتشان خوب باشد ؛ و در صدد خدمت به اجتماع بوده باشند ؛ همه اينها به قدر يك بچّه زائيدن ، و شير دادن ، و آن را بزرگ كردن ، و تربيت نمودن ، و به جامعه تحويل دادن ؛ أرزش ندارد . به دو دليل : أوّل آنكه : اين خانمى كه سراسر اطاقش را از ديپلمها ، و ليسانسها ، و دكترىها پر كرده است ، و در هر مقام و پست كه شاغل شده است ؛ صد برابر آن هم اگر فرضا بر آن افزوده گردد ؛ چنانچه به او بگويند : تو حاضرى اين فرزندت را بدهى ؛ و مقامات و گواهىنامههايت محفوظ باشد ؟ ! و يا آنها را فداى اين فرزند مىكنى ؟ ! فورا مىگويد : فدا مىكنم ! فرزند ، براى من ارزشش بيشتر است . پس اى خانمى كه به يك فرزند ، و يا دو فرزند ، اكتفا كردهاى ، و خودت را سرگرم كارهاى ديگر نمودهاى ! بدانكه : آن فرزندهاى احتمالى كه در صورت فرض زائيدن به وجود مىآمدند ؛ و اينك نيامدهاند ، همانند همين فرزند تو مىباشند . همه آنها را از دست دادهاى ! و به فوز عظيم نرسيدهاى ! و آن فرزندهاى لطيف و شيرين را فداى اين مشاغل و در حقيقت شواغل نمودهاى ! اين به اعتراف خودت ، چه خسرانى است بزرگ ؛ و تهى دستى و فقرى است سترك . و علّت و رمز حلّ اين معما آنست كه : فرزند داراى حيات و زندگى است ؛ و مشابه خود تست ؛ و بقاء وجود تست ! فلهذا هيچچيز از أموال ، و تجارتها و