السيد محمد حسين الطهراني

176

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

يعنى عزل نمودن ، در حكم و طراز همان زنده به قبر نمودن طفل است . غاية الأمر اين نتيجه در عزل پنهان است ؛ و در وأد آشكارا و ظاهر . [ مفاسد عزل و خوردن داروهاى ضدّ حيض و ضدّ حاملگى ] عزل دو ضرر كلّى براى مرد و زن دارد . البتّه ضرر مزاجى و جسمى ، غير از ضررهاى روحى . أمّا دربارهء مرد ، موجب كسالت أعصاب مىشود ؛ و در أثر تكرار به حدّى مىرسد كه درمانش صعب مىگردد . أمّا دربارهء زن ، موجب تهيج رحم براى غذاى آن كه نطفه است ؛ و سپس آن را بدون غذا و گرسنه گذاردن . و اين تهيج موجب پيدايش مرض در رحم به نام غدّهء فيبرم و أحيانا سرطان رحم است . خوردن دارو براى جلوگيرى رحم از پذيرش نطفه ، و آبستن نشدن زنان كه امروزه به صورت قرص متداول و معمول شده است ؛ ضررهاى مزاجى شديد دارد ؛ و موجب كسالت أعصاب ، و در بعض از أحيان منجر به جنون و ديوانگى است . و علاوه موجب كسالت قلب ، و سرطان رحم ، و اختلال جريان خون ، و بهم خوردن سير طبيعى و عمل طبيعى غدد ، و ترشّحات زائده ، و أمراض فراوان ديگرى است كه دست به گريبان جوامع فقير بشر شده است . خوردن اين داروها بهر صورت و بهر كيفيّتى كه باشد ؛ و با هر فورمولى كه ساخته شود ؛ موجب قطع جريان حيض در أوقات معيّنه و مشخّصه مىگردد ؛ و موجب عدم قبول رحم نطفه را در خود مىشود ؛ و عواقب وخيمى را در پى دارد . و لذا بهدارى در زمان طاغوت كه أبدا نظرى به حال ضعفاء و مصلحت آنان نداشت ؛ براى ترغيب و تحريص مردم به نازائى و عقيم شدن ، و بچّه نياوردن ، به مقدار فراوان از اين دارو را در درمانگاه‌هاى عمومى دولتى مجّانا در اختيار زنان مىگذاشت . و زنان مسكين هم مراجعه نموده ؛ أخذ مىنمودند ؛ و مىخوردند و به مفاسد و پى درآمدهاى آن گرفتار مىشدند . أمّا زنهاى أعيان و پولدار أبدا از اينها مصرف نمىنمودند ؛ و مثال « مرگ حقّ است أمّا براى همسايه » خوب در اينجا