السيد محمد حسين الطهراني

166

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

قتل و كشتن پنهان است ، و مانند بچّهء متولّد شده ظاهر نيست . و نيز در مجمع است كه : معناى موءودة ، دختر مدفون در حال حيات است ؛ و چون زنى آبستن مىشد و نزديك زائيدنش مىرسيد ؛ در زمين گودالى حفر مىكرد ، و در بالاى آن مىنشست ؛ اگر دختر مىزائيد آن را در آن حفره مىافكند ؛ و اگر پسر مىزائيد ، آن را برمىداشت و نگهدارى مىنمود . « 1 » [ أعراب جاهلى دختران خود را بواسطهء عار ، و پسران و دختران را بواسطهء فقر مىكشتند ] شيخ طنطاوى گفته است : الموءودة : المدفونة حيّا . و عرب دختران را بواسطهء فقر و عار زنده دفن مىكرد . و موءودة مىگويند : به جهت آنكه آن‌قدر خاك برش مىريختند تا از سنگينى آن بميرد . « 2 » و صعصعة بن ناحية ، قوم خود را از اين عمل منع كرد ، فلهذا فرزدق كه از آن قبيله است در شعر خود بدان افتخار مىكند كه : و منّا الّذى منع الوائدا * ت و أحيا الوئيد فلم توأد « 3 » ( و از ماست آن كسى كه : زنان بگور نمايندهء دختران خود را ، از اين عمل بازداشت . و دختر زنده‌اى كه بنا بود به گور برود ، زنده كرد ؛ و بنابراين آن دختر در زمين ، زنده نرفت و سالم بماند . ) و علّامهء طباطبائى مدّظلّه فرموده‌اند : عادت عرب اين بود كه : دختران را بواسطهء فرار از عار و ننگ زنده دفن مىكردند ؛ همان‌طوركه كريمهء شريفهء قرآن بر آن دلالت دارد ، آنجا كه گفته است : وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ - يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ . « 4 » ( و چون به يكى از أعراب جاهلى بشارت و خبر داده مىشد كه : زنش

--> ( 1 ) همين كتاب ؛ ص 444 . ( 2 ) أخيرا ديديم كه شيخ طبرسى در مجمع البيان اين احتمال را رد كرد . ( 3 ) تفسير جواهر ، ج 25 ، ص 81 . ( 4 ) آيهء 59 ، از سورهء 16 : نحل .