السيد محمد حسين الطهراني

154

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

رسول خدا گفت : و لا تسرفن ! ( و دزدى هم نبايد بكنيد ! ) هند گفت : و الله من چيزهائى را ، و چيزهائى را از مال ابو سفيان برداشته‌ام ؛ و نمىدانم كه : آيا براى من حلال بوده است يا نه ؟ ! ابو سفيان كه آنجا حاضر و شاهد بود گفت : آنچه از مال من در گذشته ربوده‌اى ، ترا حلال نمودم ! رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : إنّك لهند بنت عتبة ؟ ! ( آيا تو هند دختر عتبة هستى ؟ ! ) گفت : آرى ! من هند دختر عتبة هستم ، از گذشته‌ها بگذر ، خدا از تو بگذرد . ! رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : و لا تزنين ! ( زنا هم نبايد بكنى ! ) هند گفت : اى رسول خدا : مگر زن حرّهء آزاد هم زنا مىكند ؟ ! رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : و لا تقتلن أولادكنّ ( شما فرزندان خود را نبايد بكشيد ! ) هند گفت : قد ربّيناهم صغارا و قتلتهم يوم بدر كبارا فأنت و هم أعلم ( ما در دوران كودكى آنها را پرورش داديم ؛ و تو آنها را در جنگ بدر چون بزرگ شده بودند : كشتى ، پس تو و آنها داناتريد ! عمر بن خطّاب از كلام او خنديد ، به حدّى كه قهقهه زد و در خنده فرورفت . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : و لا تأتين ببهتان تفترينه بين أيديكنّ و أرجلكنّ . ( از نطفهء مردى آبستن نشويد ، تا بچه‌اى را كه مىزائيد ، به شوهر خود نسبت دهيد ! ) هند گفت : و الله بهتان زشت است ! و به برخى از تجاوزات أشبه است : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : و لا تعصينى فى معروف