السيد محمد حسين الطهراني

123

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ - وَ ما لا تُبْصِرُونَ - إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ - وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ - وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ - تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ - وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ - لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ - ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ - فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ - وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ . « 1 » ( سوگند مىخورم بهر چيزى كه شما مىبينيد ، و بهر چيزى كه شما نمىبينيد كه : اين قرآن گفتار فرستاده‌اى است بزرگوار و عالىرتبه ؛ و آن گفتار شاعرى نيست ؛ چه بسيار اندكند كسانى كه از شما ايمان آورده و بدين حقيقت معترفند ! و گفتار كاهن و متّصل به اجانين و نفوس عالم سفل نيست ؛ چه بسيار اندكند كسانى كه از شما اين معنى را به ياد آورند ! فرستاده‌شده‌اى است از جانب پروردگار عالميان ؛ و اگر اين پيغمبر بعضى از گفتارها را از نزد خود بگويد ، و بما نسبت دهد و به ما ببندد ؛ حتما ما با دست قدرت خود او را مىگيريم ؛ و سپس رگ قلب و حياتى وى را قطع مىنمائيم ؛ و هيچ‌كس از شما نمىتواند حاجز شود ؛ و او را از دست ما بگيرد ؛ و مانع اين عمل گردد ، و حقّا اين قرآن ، كتاب يادآورى است براى پرهيزكاران . ) [ متعدّيان و متجاوزان ، قرآن را به دلخواه خود مىخواهند . ] محصّل مطلب آنكه : يك عدّه دست از هواى نفس امّاره برنمىدارند ؛ و طبق غرائز شيطانى ، و ملكات موروثى ، و تربيتى ، حاضر براى تسليم و اطاعت آيات وارده در قرآن نمىشوند . در اين صورت بواسطهء عرضه كردن قرآن بر آنها بر انكارشان افزوده مىشود ؛ و حجّت بر آنها تمام مىگردد ؛ و بر أصل إعراض و إنكار ، شقاوتشان ظاهر مىشود . و همين معناى زيادى خسران است . و يك عدّه طبق روح پاك ، و غرائز رحمانى ، و ملكات موروثى ، و تربيتى صالح ، از تمام انّيّات و شخصيّات خود دست برمىدارند ؛ و همه را در راه حقّ فدا مىكنند ، و تسليم و منقاد أوامر خدا در قرآن مجيد مىشوند ؛ و دائما آيات خدا در نفس و جانشان أثر مثبت

--> ( 1 ) آيهء 38 تا 48 ، از سورهء 69 : الحاقّة .