السيد محمد حسين الطهراني

114

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

تلتفتوا إلى ناعق نعق ! إن اجيب أضلّ ، و إن ترك ذلّ . و قد كانت هذه الفعلة ، و قد رأيتكم اعطيتموها . و الله لئن أبيتها ما وجبت علىّ فريضتها ؛ و لا حمّلنى الله ذبنها . و و الله إن جئتها إنّى للمحقّ الّذى يتّبع . و إنّ الكتاب لمعى ، ما فارقته مذ صحبته الخطبة . « 1 » ( آيا در وقتى كه سپاه معاويه ، قرآن‌ها را بر سر نيزه بلند كردند ، تا شما را بفريبند ، و از روى خدعه و مكر و حيله در دام بيندازند ، شما نگفتيد : ايشان برادران ما هستند ؛ و أهل دين و مذهب ما مىباشند ؛ تقاضاى متاركهء جنگ نموده‌اند ، و كتاب خدا را ملجأ و ملاذ ، و پناه ، و حكم قرار داده‌اند . نظر ما اينست كه : اين تقاضا را از آنان بپذيريم ، و غم و غصّه را از ايشان بزدائيم ؟ ! در اين حال من به شما گفتم : اين امر پيش آمدى است كه ظاهرش ايمان است ؛ ولى باطنش دشمنى و عداوت است . اوّلش رحمت است ، و آخرش ندامت و پشيمانى و حسرت است . شما اينك در كار خود پابرجا و استوار باشيد ! و راه و روش خود را از دست مدهيد ! و براى پيشروى و پيروزى بر دشمنان در جهادتان ، دندان‌هاى خود را سخت بر روى هم بفشريد ؛ و به فرياد ياوهء ياوه‌سرائى گوش فرا مدهيد كه به ياوه دهن بگشايد ، و چون حيوانى بانگ زند . ( معاويه و عمرو عاص ) ايشان كسانى هستند كه : اگر به دعوت و گفتارشان اعتنا شود ؛ و اجابت گردند ؛ مردم را گمراه مىنمايند ؛ و اگر اعتنا نشود ، و ترك شوند ؛ خوار و بىمقدار مىشوند . سوگند به خدا : اگر من دعوت به حكمين را اجابت نكنم ، و ابا و امتناع نمايم ؛ أمر واجبى بر من نبوده است ، كه اجابت آن بر عمل لازم باشد ؛ و خداوند

--> ( 1 ) خطبهء 120 ، از نهج البلاغه از طبع مصر با تعليقهء عبده ، ج 1 ، ص 236 .