السيد محمد حسين الطهراني
109
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ . « 1 » و هرآينه حقّا و تحقيقا ما مىدانيم كه : كافران مىگويند : اين قرآن را يكى از أفراد بشر به پيغمبر ياد داده است . زبان آن كسى كه اين نسبت غلط را به او مىدهند ؛ گنگ و أعجمى است . و اين زبان واضح و عربى آشكار است . وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ وَ ما يَكْفُرُ بِها إِلَّا الْفاسِقُونَ . « 2 » و هرآينه حقّا و تحقيقا ما به سوى تو آيات روشن و واضح و ظاهرى را نازل نموديم ؛ و بدانها كفر نمىورزند مگر فاسقان . و بر همين أصل است كه : در نهج البلاغه ، از كتاب خدا ، به كتاب ناطق تعبير فرموده است . يعنى خودش مبيّن و روشن است ؛ و بيان و تبيان است . و در برقرارى و استوارى خود نياز به مبيّن و مفسّر ندارد : إنّ الله بعث رسولا هاديا بكتاب ناطق ؛ و أمر قائم ، لا يهلك عنه إلّا هالك « 3 » بدرستى كه خداوند مبعوث نمود پيغمبرى را كه با كتاب زباندار و سخنگو ، و أمر استوار و پابرجا ، مردم را هدايت كند فلهذا به هلاكت و شقاوت نمىرسند مگر كسانى كه در طبعشان اعوجاج و كجى باشد ؛ و شقاوت أبدى و هلاكت حتمى برايشان محتوم و مسجّل گردد . و دربارهء تحكيم حكميّت حكمين در جنگ صفّين فرموده است : إنّا لم نحكم الرّجال ؛ و إنّما حكّمنا القرآن . و هذا القرآن إنّما هو حظّ مستور بين الدّفيّتن . لا ينطق بلسان ؛ و لا بدّ له من ترجمان . و إنّما ينطق عنه الرّجال . « 4 » حقّا ما مردان را در اين أمر حكومت نداديم ؛ و آنها را قاضى ميان خود و حكم به شمار نياورديم ؛ بلكه قرآن را حكومت داديم و آن را حكم شمرديم . و اين
--> ( 1 ) آيهء 103 ، از سورهء 16 : نحل ( 2 ) آيهء 99 ، از سورهء 2 : بقره ( 3 ) خطبهء 167 ، از نهج البلاغه از طبع مصر با تعليقهء عبده ، ج 1 ، ص 316 . ( 4 ) خطبهء 123 ، از نهج البلاغه ، از طبع مصر ، ج 1 ، ص 240 .