السيد محمد حسين الطهراني
104
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
كتبى است و تلاوت مىشود ؛ و يا حقيقت و واقع آن كه در عالمى بالاتر و والاتر بوده ، و اين قرآن لفظى در مقام نزول حكايت از آن مىكند . همچنانكه فرموده است : وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ . « 1 » ( و در نزد اوست كليدهاى غيب ، كه از آنها خبر ندارد مگر او . و مىداند آنچه در خشكى و درياست . و هيچ برگى از درخت فرونمىريزد ، مگر آنكه خداوند از آن آگاه است . و هيچ تر و خشكى نيست ، مگر آنكه در كتاب آشكار خداوند موجود است . ) معلوم است كه واقعيّت موجودات بوجودها العين در قرآن لفظى نيست ؛ بلكه در عالمى است محيط و گسترده كه از آن به عالم لوح محفوظ و يا امّالكتاب تعبير مىشود . أصل كتاب مبين همان عالم است ؛ و آيات كتاب مبين ، قرآن است كه با آيات خود از آن عالم حكايت مىنمايد ، همچنانكه از آن باعتبار تحقّق وجود نفسانى آن تعبير به إمام مبين فرموده است . إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ . « 2 » ( بدرستى كه حقّا ما مردگان را زنده مىكنيم ، و آنچه آنها از دنيا پيش فرستادهاند ، مىنويسيم و ثبت مىنمائيم ؛ و تمام آثار و ملحقات أعمال ايشان را نيز ثبت مىكنيم ؛ و هر چيز را ما در إمام مبين به شمارش و عدد معيّن احصاء نموده و برشمردهايم . ) مراد از إمام مبين حقيقت نفس ملكوتى مقام ولايت است ، كه همه چيز در آن احصاء شده است .
--> ( 1 ) آيهء 59 ، از سورهء 6 : انعام ( 2 ) آيهء 12 : از سورهء 36 : يس