السيد محمد حسين الطهراني

37

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

چون مىخواست از دنيا برود ، إمامت و ولايت را به برادر خود منتقل كرد نه به پسر خود ، كار پسنديده‌اى بود . حضرت فرمود : اين كار به دست ما نيست ؛ اختيار اين أمر به دست ما نيست ؛ من كه نمىخواهم از طرف خودم ولايت را به فرزندم جعفر بدهم ؛ اين مطلب از قبل معيّن شده است و از اختيار من خارج است . أسامى أئمّه إثنى عشر در « صحيفه فاطمه » عليها السّلام « فرآئد السّمطين » و « عيون أخبار الرّضا » با سند متّصل خود از أبو نَضْرَة حديث مينمايند كه : چون حالت احتضار به حضرت أبو جعفر محمّد بن علىّ عليه السّلام دست داد ، فرزند خود صادق عليه السّلام را فرا خواند تا عهد و ميثاق إمامت را به او واگذار نمايد . برادرش زيد بن علىّ گفت : لَوِ امْتَثَلْتَ فِى تِمْثَالِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلامُ لَرَجَوْتُ أَلَّا تَكُونَ ءَاتَيْتَ مُنْكَرًا . « تو در اين پيمان اگر مثل انتقال إمامت از حسن به حسين عليهما السّلام ( كه از برادر به برادر ديگر بود ، نه به فرزند ) عمل مىنمودى ، من اميدوار بودم كه عمل زشت و منكرى را در اينجا بجا نياورده باشى . » حضرت إمام باقر عليه السّلام در پاسخ فرمود : يَا أَبَا الْحُسَيْنِ ! إنَّ الامَانَاتِ لَيْسَ بِالْمِثَالِ وَ لَا الْعُهُودَ بِالسَّوْمِ ؛ وَ إنَّمَا هِىَ أُمُورٌ سَابِقَةٌ عَنْ حُجَجِ اللَهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى . « 1 » « اى أبو الحسين ( كنيهء زيد برادر آنحضرت أبو الحسين بود ) مواثيق و عهود إمامت و أمانت‌هاى ولايت را راهى به قياس و به مَثَل عمل نمودن نيست ؛ و پيمانها و التزامهاى آن به معامله و عرض متاع و ثَمن نمىماند ؛ بلكه تنها مربوط به امور سابقه و وصيّت‌ها و التزامهائى است كه از حجّت‌هاى خداوند تبارك و تعالى رسيده است . » در اينحال حضرت ، جابر بن عبد الله أنصارى را طلب كردند و به او گفتند : اى جابر ، آنچه خودت بالعيان از صحيفهء فاطمه مشاهده كرده‌اى براى ما بيان

--> ( 1 ) « فرآئد السّمطين » طبع بيروت ، ج 2 ، ص 140