السيد محمد حسين الطهراني

54

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

هست ، فتواى تو هر چه باشد ، فتواى به غير علم و از روى جهل است . در هنگامى كه وزنه أعلمى موجود باشد ، سخن تو مُمْضَى نيست ؛ گفتارت حجّيّت ندارد . در هنگاميكه طبيب متخصّص و حاذقى باشد ، علمت را إبراز نكن ، زيرا آن علم تو براى خودت علم است ، براى ديگران جهلست ، و ممكن است خطرى در پى داشته باشد . وقتى كه در ميان امّت شخص أعلمى هست ، فتوائى كه تو صادر مىكنى فتواى بِما لا تَعلم است ؛ و لو اينكه فى الواقع مُصيب هم باشد ؛ ليكن اين فتوى در مقابل آن حقّ و حقيقتى كه حجّيّت گرفته كه همان فتواى أعلم است ، إظهار نظر و فتواى به غير علم مىباشد . و لذا حضرت با اين لطيفه مىخواهد بفهماند كه با وجود أعلم در ميان امّت ، فتوى دادن مطلقا صحيح نيست ، خواه فتواى آن مفتى با واقع مطابقت بكند يا نكند . البتّه فتواى هر كس براى خودش حجّت است ؛ أمّا إفتاى براى غير كه دستور العمل به غير است ، اين منفى است . اين است مُحَصَّل نتيجه‌اى كه بدست مىآوريم . و اين روايت را همانطور كه عرض كرديم در كتاب « بحار الانوار » از « عيون المعجزات » نقل مىكند . و ليكن إشكال روايت « عيون المعجزات » فقط ، إرسال آن است . أسناد مختلف ، و مضامين متفاوت اين حديث شريف روايت ديگرى را مرحوم مجلسىّ در « بحار الانوار » « 1 » . در أحوال حضرت إمام جواد عليه السّلام از « اختصاص » شيخ مفيد « 2 » . نقل مىكند ، مسنداً عن علىّ ابن إبراهيم از پدرش ؛ أمّا در آنجا اين عبارت است : يَا عَمُّ ، اتَّقِ اللَهَ ؛ اتَّقِ اللَهَ ! إنَّهُ لَعَظِيمٌ أَنْ تَقِفَ يَوْمَ الْقِيَمَةِ بَيْنَ يَدَىِ اللَهِ عَزّ وَ جَلَّ فَيَقُولُ لَكَ : لِمَ أَفْتَيْتَ النَّاسَ بِمَا لَا تَعْلَمُ ؟ ! . . . و در اين روايت چون

--> ( 1 ) بحارالانوار » طبع كمپانى ، ج 12 ، ص 120 ( 2 ) « الاختصاص » طبع مكتبهء الصّدوق ، سنه 1379 ، ص 102 ، تحت عنوان : حديث محمّد بن علىّ موسى الرّضا عليهم السّلام ؛ و عمّه عبد الله بن موسى