السيد محمد حسين الطهراني

7

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

أَوْ خَآئِفًا مَغْمُورًا « و يا در زمانى ترسان و مستورند . » مثل : ميثم تمّار ، حُجْر بن عَدىّ ، رُشَيْد هَجَرىّ ، سعيد بن جُبَيْر ، حبيب بن مظاهر ، شهيد أوّل ، شهيد ثانى ، قاضى نور الله شوشترىّ و أمثال اينها ، كه حقيقةً اينها حُجَجِ إلهيّه و پاسداران دين و مذهب ، و نگهدارندگان شريعت بوده‌اند . أمّا كجا هستند ؟ و چند نفر هستند ؟ چند قرن مىگذرد و إنسان نمىتواند دو سه نفرى بيشتر از اينها را با اين كمالات پيدا كند ! و لذا مىفرمايد : چقدر اينها كم هستند ؟ ! أُوْلَئِكَ وَ اللَهِ الاقَلُّونَ عَدَدًا ، وَ الاعْظَمُونَ قَدْرًا ! « قسم به خدا آنها عددشان در نهايت قلّت ، و قدر و منزلتشان در غايت بزرگى است . » خداوند بواسطه اينها حُجَج و بَيِّناتِ خود را حفظ مىكند تا اينكه : يُودِعُوهَا نُظَرَآءَهُمْ . « علوم خود را در نزد نُظراء خود به وديعت بگذارند و بديگرانى كه مثل خودشان هستند بسپارند » به آنان كه از جهت استعداد و قابليّت و ظرفيّتِ قلوب و گنجايش وِعاء دل ، نُظراء و أشباه اينها هستند . اينها بايستى كه حجج و بيّناتِ إلهيّه را به آنها تحويل دهند ، و اين أسرار إلهيّه را به آنها بياموزند . وَ يَزْرَعُوهَا فِى قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ . « و اين أسرار و علوم مخفيّه را كه در دسترس كسى نيست ، در دلهاى أشباه خود بكارند . » اين أفراد كسانى هستند كه : هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ . « علم از أطراف و أكناف به آنها هجوم آورده ، و آنها را فرا گرفته ، و در درياهائى از علم غوطه ورند ؛ آن هم نه علم اعتبارى و تخيّلى و پندارى ، بلكه حقيقت بصيرت ، و حقيقت إدراك و دانش . » آنها بر حقيقت معدن علم و سرچشمه علم واقعند ، و با روح يقين مباشرت دارند . و آنچه را كه مُترَفين و لذّت پسندان و ناز پروردگان اين عالم سخت و مشكل مىشمارند ، براى اينها خيلى راحت و آسان و نرم و ملايم است . و آنچه را كه مردم جاهل از آن وحشت دارند ، اينها با آن انس دارند ؛ و در دنيا ، با بدنهائى با مردم معاشرت مىكنند كه أرواح آنها به محلّ أعلى مُعلَّق