السيد محمد حسين الطهراني
27
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
( هم سوگند ) و دو نفر عَقيد ( هم پيمان و هم عهد ) موجود است ، و نسبتى كه بين حَبيب و مُحِبّ است نيز از اين قبيل است ، و صِهْر ( داماد ) را نيز وَلِىّ گويند ، زيرا بواسطهء قرابت و خويشاونديى كه پيدا كرده است ، در بسيارى از امور ، جزو خانواده شده است ؛ ابن عمّ ( پسر عمو ) را وَلِىّ گويند ، چون جزء أفراد عاقله است ، و ديهء خطائى بر عهدهء اوست ؛ و نيز در بسيارى از موارد ، حكم برادر را دارد و مُعين و ياور إنسان است . و هر جا كه قرينهء خاصّى براى إرادهء يكى از اين معانى بود ، بايد لفظ را حمل بر آن كنيم ؛ و گر نه همان معنى ولايت عامِّ بدون قرينه ، متبادر به ذهن مىگردد ؛ و همان معنى ، مرادِ گويندهء كلام است . و معلوم است كه مالكيّت در تدبير ، و تكفّل امور و عهده دار شدن أحكام و مسائل مُوَلَّى علَيه ، لازمه و نتيجهء حاصله از ولايت است ، نه أصل حقيقت و معنى مطابقى آن . و هر جا كه أحياناً ديده شود ولايت را به حكومت و إمارت و سلطان و مراقبت و پاسدارى و نگهبانى تفسير مىكنند ، تفسير به لوازم معنى نمودهاند ؛ نه بيان معنى حقيقى و واقعى آن . و بر همين وَتِيره ، استاد گرامى ما : حضرت آية الحقِّ و العرفان ، و سند العلم و الإيقان مرحوم آية الله طباطبائىّ - أفَاضَ اللَهُ عَلَيْنَا مِنْ بَرَكَاتِ تُرْبَتِهِ وَ نَفْسِهِ - كلمهء ولايت را در رسالهء « الْوِلَاية » « 1 » و در « الميزان » تفسير فرمودهاند .
--> ( 1 ) . رسالهء « الوَلاية » از نفائس رسائل مؤلَّفهء علّامه است كه مستقلًّا تأليف شده است و حقير آن را با رسالهء « نبوّت و إمامت » كه آن نيز مستقلًّا تأليف شده است ، با هفت رسالهء ديگر كه مجموعاً در يك مُجَلَّد نوشته شده است ، از روى خطّ مؤلّف نسخه بردارى كرده و همه را در يك مجلّد تجليد نمودهام . اين رسالهها در زمان حيات آن فقيد به طبع نرسيد و ليكن بعد از ارتحال ايشان ، رسالهء « ولايت » را فقط در ضمن يادنامهاى بنام « يادنامهء مفسّر كبير استاد علّامه سيّد محمّد حسين طباطبائىّ » از صفحهء 251 تا صفحهء 305 طبع نمودهاند . البتّه آن هفت رسالهء ديگر كه : الإنْسَانُ قَبْلَ الدُّنْيَا وَ بَعْدَ الدُّنْيَا وَ فِى الدُّنْيَا و رسالهء الله و أسمآء الله و أفعال الله و رسالهء الوسآئط است بعداً طبع شد ولى يك طبع بسيار نامرغوب و إن شآء الله