السيد محمد حسين الطهراني
21
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
دوست داشت ؛ و بعضى از آنها صَدِيقاست ، و بعضى از آن معانى نصيراست از مادّهء وَالَاهُ يعنى يارى كرد او را . وَ وَلِىَ الشَّىْءَ ، وَ وَلِىَ عَلَيْهِ ، وِلَايَةً وَ وَلَايَةً ، با كسره و فتحه است ؛ و يا آنكه با فتحه مصدر و با كسره اسم است ، مثل : إمارَتْ و نِقابَتْ ، چون اسم است براى آن أمرى كه متولّى آن شدهاى ، و بر انجام آن قيام نمودهاى . و بنابراين چون معنى مصدرى را إراده كنند ، فتحه مىدهند ؛ و بر اين گفتار ، سيبويه تصريح كرده است . و گفته شده است كه : وِلايت با كسره ، خِطَّه و إمَارَت است ؛ و بر اين گفتار در « مُحْكَم » تصريح كرده است كه همانند إمارَتْاست . و ابن سِكِّيت گفته است : وِلايت با كسره به معنى سلطان است . و پس از آنكه - همانطور كه ذكر كرديم - معانى مختلفى براى مَوْلَىذكر مىكند مىگويد : همچنين مَوْلَى و وَلِىّ : الَّذِى يَلِى عَلَيْكَ أمْرَكَ ؛ يعنى آن كسى كه به عنوان تسلّط و برترى ، امور تو را عهده دار و متكفّل گرديده است . و مَوْلَى و وَلِىّ هر دو به معنىِ واحد هستند ؛ و از همين قبيل است حديثى كه وارد شده است : أَيُّمَا امْرَأَةٍ نَكَحَتْ بِغَيْرِ إذْنِ مَوْلَاهَا ، و بعضى همين حديث را روايت كردهاند كه : أَيُّمَا امْرَأَةٍ نَكَحَتْ بِغَيْرِ إذْنِ وَلِيِّهَا . ( از اينجا استفاده مىشود كه مَوْلَى و وَلىّ يك معنى دارند . ) تا مىرسد به اينجا كه مىگويد : و از جملهء معانى ولىّكه در أسماء خداوند تعالى آمده است ، ناصر است ؛ و گفته شده : الْمُتَوَلِّى لِامُورِ الْعَالَمِ القَآئِمُ بِهَا ؛ يعنى متولّى و عهده دار و صاحب اختيار امور عالم بوده و بر همهء عالم قيام دارد ، و بر آن امور متمكّن است . و گفته شده كه : معنى ولىّدر اينجا والى است . وَ هُوَ مَالِكُ الاشْيَآءِ جَمِيعِهَا المُتَصَرِّفُ فِيهَا ، يعنى خداوند مالك همهء چيزهاست بطور كلّىّ ، و تصرّف كنندهء در آنهاست بطور عموم . آنگاه مىگويد : و ابن أثير گفته است : مثل آنكه وَلايتدلالت بر تدبير در