الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
79
الغدير ( فارسي )
در غدير خم پيغمبر به پا خاست و با آهنگى بلند كه گوشها را نوازش داد ، فرمود : هان ! من چون درگذرم ، اين على مولاى شما است و اين فرمان را به عرب و غير عرب فهماند . « غديريهء » 22 پيغمبر ، در چاشتگاه غدير خم ، عموم مردم را به ولاى على سفارش كرد و اى كاش وصيّت او را نگه مىداشتند به آنان بانگ زد : كه اى بندگان خدا ! به سخنان من گوش فرا دهيد ! آيا من مولاى شما نيستم . گفتند : چرا . تو مولاى مائى و از خود ما به ما اولى ترى . پس على را بر گرفت و با آهنگى رسا كه آواى او را هر زنده دلى شنيد . فرمود : هر كس من سرور اويم ابا الحسن را سرور او ساختم . خداوند با دشمنان او دشمن و با دوستان او دوست باد . « غديريهء » 23 محمّد ( ص ) در غدير خم به پا خاست و با آهنگى رسا و آشكار به عرب و عجمى كه همراهش بودند و بر گرد كرسيش حلقه زده بودند ، بانگ زد كه : هان ! هر كس را منم مولا ، اين على مولا و سرور برتر اوست . اى خداى من ! دشمن على را دشمن دار . و با دوست او دوست باش . زندگى شاعر « ابو هاشم » « و ابو عامر اسماعيل بن محمد بن يزيد بن وداع » اهل حمير و ملقب به « سيد » است . ابو الفرج و بسيارى از تاريخ نويسان ، نسبش را چنين ياد كردهاند كه او حفيد « يزيد بن ربيعه مفرّغ » يا ابن مفرّغ حميرى ، همان شاعر مشهورى است كه زياد و فرزندانش را هجو گفت و آنها را ، از آل حرب نفى كرد و به همين جهت ، « عبد اللَّه بن زياد » وى را به زندان انداخت و شكنجه داد و پس از آن معاويه آزادش كرد .