الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

58

الغدير ( فارسي )

هان ! به راستى كه هر كس من مولاى او هستم ، اين على ، به امرى ناگسستنى سرور اوست . آيا تبليغ كردم ؟ گفتند : آرى ، فرمود : پس در غياب و حضور به آن گواهى دهيد . حاضران به غائبان برسانند ، و من نيز پروردگار شنوا و بيناى خود را بر آن گواه مىگيرم . مردم برخاستند و براى بيعت ، دست در دست على نهادند . پس پيغمبر از آنها احساس نگرانى كرد و گفت : خداوندا ! با دوست على دوست باش و دشمن و ناسپاس او را دشمن دار ! كسانى كه وى را خوار دارند ، خوارشان دار و آنان كه با وى يارند ، ياورشان باش . پس دعاى پيغمبر مصطفى را چگونه مىبينى ؟ آيا پذيرفته شده است يا بر باد هوا رفته ؟ اى على ! اى همانند مصطفى ! و اى كسى كه در كار ولايتت ، مردم در غدير خم ، حاضر آمدند ! دوستت دارم و گواهى مىدهم كه پيغمبر راستين با آهنگى رسا درباره - ات تبليغ كرد . و آنان كه با تو از در دشمنى درآمدند ، به آتش كشيده مىشوند و دوزخ بد گذرگاهى است . « غديريهء » 8 در ديار يار درنگ كن ، و آثار به جا ماندهء آن را به باران اشك سيراب ساز . در آن جا « نوار » و « زينب » خانه داشته‌اند و اى خداى من ! « نوار » و « زينب » را نگهبان باش ! به آن كه جانشين محمّد را دشمن مىدارد و از سخنش ، آشكارا انكار او را