الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 6
الغدير ( فارسي )
سخن از حديث غدير و رويداد عظيمى است كه گواه راستين « رهبرى » ، و نشان شايان « جانشينى » ، و پشتوانهء پايندهء « پيشوائى » ، و نصّ « صريح » ، « سرپرستى » است . حديثى كه شأن نزول آيهء * ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . . . ) * و كريمهء * ( « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . . » ) * است ، و چون به آيات و اخبار بسيار ديگر بپيوندد ، نمايشگر اصل اصيل و منصب جليل « امامتى » مىشود كه « اساس اسلام » و « نظام مسلمين » و « امان ايمان » و « عزت مؤمنين » است و به گفتهء قبلهء هفتم و قدوهء هشتم امام على بن موسى الرضا ( ع ) درك و دريافتش از حوزهء عقل و علم و دانش و بينش بشر بيرون و افزون است كه : « انّ الامامة اجلّ قدرا و اعظم شأنا و اعلى مكانا و امنع جانبا و ابعد غورا من ان يبلغها الناس بعقولهم او ينالوها بآرائهم » « 1 » . و اين جملات ، جزئى از حديث شريفى است كه در وقتى انشاد و ايراد شد كه شخصى به نام « عبد العزيز بن مسلم » به سلام امام آمد و گزارش « اجتماع » دانشمندان مرو در « جامع » شهر و به روز « جمعه » و بحث آنان در باب « امامت » را به عرض حضرت رساند . امام لبخندى زد و سخن را به اين مضامين آغاز فرمود كه : « خداوند پيغمبرش را از دنيا نبرد مگر آنگاه كه آئينش را كمال بخشيد و قرآنى فرو فرستاد كه همه چيز در آن هست كه « ما فرطنا فى الكتاب من شىء » . . . تا سال
--> ( 1 ) همانا امامت والاتر و برتر و بالاتر و فراتر و ديريابتر از آن است كه مردم به خردهاى خود آن را دريابند و با انديشههاى خويش به آن رسند . بحار ج 25 صفحهء 124