الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
33
الغدير ( فارسي )
از نفس نفيس خود در راه آنان گذشتن ، و دشمنيهاى دشمنان را به جان خريدن ، و با مخالفان آنان به مخالفت برخاستن ، جز براى خدا و پيغمبر خدا نبود . همين و همين و او را نظرى به مال بىارزش دنيا ، و زيورهاى آن نبوده و قصد گرفتن پاداش دنيائى بدون بهرههاى اخروى نداشته است . و هر كس را وقوفى بر شعر او است ، مىبيند كه وى به كسى مىماند كه خود را به دست خويش به كشتن مىدهد و با زبان خويش به پيشباز مرگ مىشتابد و خون خود را در معرض بنى اميه نهاده ، به استقبال شمشيرهاى آنان مىرود ، همچنانكه امام « زين العابدين ( ع ) » بدين امر تصريح كرده ، فرمود : خداوندا ! در روزگارى كه ديگران خوددارى مىكردند ، اين كميت بود كه در راه خاندان پيغمبرت از خود گذشتگى نشان داد و آنچه ديگران پنهان مىداشتند آشكار كرد . و عبد اللَّه بن جعفر به بنى هاشم گفت : اين كميت است كه در روزگارى كه ديگران از بيان فضل شما خاموش ماندهاند در مدحتان شعر گفته است ، و خون خود را در معرض بنى اميه نهاده است و « خالد قسرى » نيز آنگاه كه خواست او را بكشد ، شعر او را بىنياز كننده تر و پسنديده تر از هر حيله و سعايتى دربارهء او دانست و كنيزى خريد و هاشميات را به وى آموخت و او را به سوى هشام بن عبد الملك گسيل داشت ، و او چون هاشميات را از آن زن شنيد گفت : اين رياكار خود را به كشتن داد ، و به خالد نامه اى مبنى بر كشتن و بريدن زبان و دست كميت نوشت . پس كميت تمام دوران عمر خويش را از سر آغاز بهار جوانى كه در آن روزگار هاشميات را سروده بود ، به ترسناكى و بيم زدگى گذراند و به پنهانى در گوشههاى گمنامى بسر برد ، تا با شعر خويش حجّت را به پا داشت ، و راه را نشان داد و حق را آشكار كرد و برهان را به پايان برد و به گمشدهء خود كه تبليغ و نشر دعوت خاندان پاك نهاد پيغمبر بود ، دست يافت . پس چون آوازهء شعرش آفاق را گرفت و گوش آويز و زبانزد شد ، از ابو جعفر