الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
17
الغدير ( فارسي )
پيغمبرت خوددارى داشتند به راستى كه كميت از خود گذشتگى نشان داد و حقى را كه ديگران پنهان مىكردند ، او آشكار نمود پس وى را به نيكبختى زنده بدار و به شهادت بميران . مزد دنيائىاش را به وى بنما و بهترين پاداش را در آخرت براى وى ذخيره فرما كه ما از عهدهء پاداش او برنمىآئيم ، كميت گفت : بركت دعاى امام را پيوسته احساس مىكردم . « محمّد بن كناسه » گفت : وقتى اين سخن كميت را براى هشام خواندند كه : به دوستى آنان ( خاندان پيغمبر ع ) با بيگانگان ، خويشاوند و پسر عم شدم و از نزديكانى كه هر چه بيشتر آنها را متهم مىدانستم ، دورى گزيدم ( 1 ) . به جايگاه شناخته شده اى روى آوردهام كه توان و تمسّكم به خداوند است . گفت : اين رياكار خود را بكشتن داد ( 2 ) . قصيدهء بائيهء هاشميات طربت و ما شوقا الى البيض اطرب و لا لعبا منّى و ذو الشّيب يلعب ( 3 ) « ابو الفرج » در صفحهء 124 « اغانى » به اسناد خود از « ابراهيم بن سعد اسعدى » آورده است كه گفت : از پدرم شنيدم كه مىگفت : پيغمبر ( ص ) خدا را در خواب ديدم فرمود : از كدام مردمى ؟ گفتم : از عرب ، فرمود : مىدانم ! از كدام عربى ؟ گفتم : از بنى اسد ، فرمود : از قبيلهء اسد بنى خزيمه اى ؟ گفتم : آرى ، فرمود : هلالى هستى ؟ گفتم : آرى ، فرمود : كميت را مىشناسى ؟ گفتم : آرى ، اى رسول خدا ! او عموى من و از قبيلهء من است ، فرمود : شعرى از او به ياد دارى ؟ گفتم : آرى ، فرمود : برايم بخوان « طربت و ما شوقا الى البيض اطرب » ؛ قصيده را خواندم تا به اين بيت رسيدم كه : مرا جز خاندان پيغمبر اوليائى ، و جز راه حق ، راهى نيست . پيغمبر ( ص ) فرمود : چون صبح كردى ، به كميت سلام برسان و به او بگو
--> ( 1 ) - اين دو بيت ابيات 80 و 85 قصيده است . ( 2 ) - اين دو بيت ابيات 80 و 85 قصيده است . ( 3 ) - ترجمه اين بيت ، پيش از اين ثبت افتاد .