الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

277

الغدير ( فارسي )

چنان سست گرفتى كه از هم گسيخت . مهر نهفته در درون را كه از دل به در نمىآمد ، از سينه بيرن كشيدى . پس مرا كه ديگر اميدى به تو ندارم سرزنش مكن چه جامهء محبت را چنان دريدى كه پاره اى هم از آن نماند . ترا دست جذام گرفتهء خود پنداشتم كه بناچار بريدمش و دلرا چنان به شكيبائى وا داشتم كه دلير شد . راويان شعر و ادب از جانب دعبل عبارتند از « محمد بن زيد » و « حمدوى » شاعر و « محمّد بن قاسم بن مهرويه » و ديگران . نشانه‌هاى نبوغ دعبل : وى را كتابى است بنام « الواحدة في مناقب العرب و مثالبها » و كتاب ديگرى دارد بنام « طبقات الشعراء » كه از كتابهاى پر ارزش و از مآخذ مورد اعتماد در ادب و گزارش زندگى شاعران است . مرزبانى در ص 227 و 240 و 245 و 267 و 361 و 434 و 478 معجم الشعراء مطالبى از آن كتاب نقل كرده و م - خطيب بغدادى در صفحات 342 ج 2 و 143 ج 4 تاريخش و ابن عساكر در صفحات 46 ، 47 ج 7 تاريخش و ابن خلَّكان در صفحهء 166 ج 2 تاريخش و يافعى در ص 132 ج 2 « مرآت » مطالبى را از آن كتاب بازگو كرده‌اند و بيش از همه ابن حجر در صفحات 69 ، 132 ، 172 ، 370 ، 411 ، 525 527 ج 1 و 99 ، 103 ، 108 ج 2 و 91 و 119 و 123 و 270 و 565 ج 3 و 74 ، 565 ، ج 4 و ديگر صفحات « الاصابه » به نقل مطالبى از آن كتاب پرداخته است و مىپندارم كه اين كتاب ، كتابى بزرگ و تقسيم بندى آن بر اساس شهرها بوده است به اين ترتيب : اخبار شعراء بصره : آمدى در ص 67 « المؤتلف و المختلف » و ابن حجر در ص 270 ج 3 « الاصابه » با اين عنوان مطالبى از او نقل كرده‌اند .