الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
270
الغدير ( فارسي )
آيا پس از « عمّار » و « هاشم » و پسر بديل جنگاور ، اميدى - همچون خواب خفتگان - به ماندن داريم حال آنكه ديروز انگشتان خويش را به دندان مىگزيديم ؟ ( 2 ) و نيز اين سرودهء سليم ( سليمان ) ابن صرد خزاعى در همان روز است : وه چه روزى تيره و سخت ، كه از فرط تاريكى ستاره اى را پنهان نگذاشته بود . اى سرگشته حيران ما از گروه ستمگران نمىترسيم . زيرا در ميان ما قهرمان كار آزموده اى بنام « ابن بديل » است كه به شير شرزه مىماند « على ع » محبوب ما است و ما پدر و مادر خود را فداى او مىكنيم . و نيز اين گفتهء « شنّى » كه در اشعار او آمده است : اگر شاميان ، « هاشم » و « عمّار » و « فرزندان بديل را » كه دلاوران هر سپاهى بودند ، و نيز آن « مرد خزاعى » را « كه به بارانى مىماند كه سختى و خشكسالى را به وجود او مىرانديم كشتند و ما را به سوك نشاندند . . . امّا پدر شاعر ، على بن زرين از شاعران روزگار خود بود كه « مرزبانى » در ص 284 ج 1 « معجم الشعراء » شرح حالش را آورده است و نياى او به طورى كه « ابن قتيبه » در « الشعر و الشعراء » آورده است ، غلام ، عبد اللَّه بن خلف خزاعى پدر « طلحة الطلحات » است . و عموى شاعر . عبد اللَّه بن زرين نيز آنچنان كه ابن رشيق در « العمده » ياد كرده از شاعران بوده است . و پسر عمش « ابو جعفر محمّد ابو شيص بن عبد اللَّه » كه ذكرش رفت شاعرى است كه وى را ديوانى بوده كه « صولى » در 150 برگ پرداخته و شرح حالش در ص 83 جلد 3 « البيان و التبيين » و ص 346 « الشعر و الشعراء » و ص 108 ج 15 « الاغانى » و ص 25 جلد 2 « فوات الوفيات » و غير آن مىتوان يافت و « ابن معتز » در ص 26 - 33 « طبقاتش » ترجمهء وى را آورده و قصائد درازى از آن او را بر شمرده جز آنكه
--> ( 2 ) - كتاب صفين ابن مزاحم ص 243 ط ايران و 520 ط مصر شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 2 ص 299