الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
264
الغدير ( فارسي )
جبّهء امام با اوست ، آن را بر ديدگان كنيز كشيد و دستمالى از آن را از سرشب بر چشمان او بست آن زن شب را به صبح آورد در حالى كه ديدگانش به بركت ابو الحسن رضا ( ع ) از روزگار پيش از بيمارى ، سالمتر مىنمود ( 1 ) . و در « مشكاة الانوار » ( 2 ) و « موجّچ الاحزان » ( 3 ) است كه آوردهاند كه چون دعبل قصيده خود را براى على بن موسى الرضا خواند و از حضرت حجت ( عج ) به اين سرودهء خود ياد كرد : فلو لا الذى ارجوه فى اليوم اوغد تقطع نفسى اثرهم حسراتى خروج امام لا محالة خارج يقوم على اسم اللَّه و البركات حضرت رضا دست بر سر نهاد و به تواضع ايستاد و براى او دعاى فرج كرد . اين روايت را صاحب كتاب « دمعة الساكبه » و ديگران از كتاب مشكاة ، بازگو كردهاند ، براى اين قصيدهء تائيّه ، دانشمندان نامدار شيعه ، شرحهائى نوشتهاند كه از آن جمله است : شرح علامه ، حجّت ، سيد نعمت اللَّه جزائرى در گذشته به سال 1112 شرح علامه ، حجّت ، كمال الدين محمد بن محمد قنوى شيرازى شرح علامه ، حاج ميرزا على عليارى تبريزى در گذشته به سال 1327 قابل توجه سرآغاز قصيدهء دعبل ، آن ابياتى نيست كه ياد كردهاند ، بلكه اين قصيده به نسيبى آغاز مىشود . كه مطلعش اين است : تجاوبن بالارنان و الزفرات نوائح عجم اللفظ و النطقات
--> ( 1 ) - اين روايت را طبرسى در « ص 191 اعلام الورى » و « اربلى در ص 275 كشف الغمه » ياد كردهاند . ( 2 ) - تاليف شيخ محمد بن عبد الجبار بحرانى ( 3 ) - تاليف شيخ عبد الرضا بن محمد اوالى بحرانى