الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
7
الغدير ( فارسي )
او عربىدان ديگرى استعمال نكرده و آن را آنچنان كه يكى از اعراب دريافته است در نيافته باشد . چه ، اگر چنين كارى بر كميت روا بود ، بر ديگرى جز او كه همانند او و يا بالاتر و پائينتر از وى بود ، نيز ، روا مىنمود و سرانجام به فساد تمام لغت مىگرائيد و راهى در شناخت حقيقت لغت عرب براى ما نمىماند و اين در بسته مىشد . « كراجكى » در صفحهء 154 « كنز الفوائد » به اسناد خود از « هنّاد ( 1 ) بن سرى » روايت كرده است كه گفت : امير مؤمنان « على بن ابى طالب » را در خواب ديدم به من فرمود : اى هنّاد ! گفتم لبيك ، اى امير مؤمنان ! فرمود : آن شعر كميت را برايم بخوان كه : با اين بيت شروع مىشود : و يوم الدوح دوح غدير خم . . . من خواندم . و او فرمود : اى هنّاد ! گوش فرا ده ، گفتم : بفرما سرور من ، فرمود : و لم ار مثل ذاك اليوم يوما و لم ار مثله حقّا أضيعا « شيخ ابو الفتوح » در صفحهء 193 جلد دوم تفسيرش گفته است : از كميت روايت كردهاند كه گفت : امير مؤمنان ( ع ) را در خواب ديدم به من فرمود قصيدهء عينيه ات را برايم بخوان . من خواندم تا به اين شعر رسيدم كه : و يوم الدوح دوح غدير خم ابان له الولاية لو اطيعا و او - كه درود پيوسته خدا بر او باد - فرمود : درست گفته اى و خودش ( ع ) چنين خواند : و لم ار مثل ذاك اليوم يوما و لم ارمثله حقا اضعيا « سيد » در « الدرجات الرفيعة » و « عقيلى » به نقل از « منهاج الفاضلين » و « مرآت
--> ( 1 ) - بخارى و گروه بسيار ديگرى ، اين روايت را از هناد نقل كرده و نسائى و ديگران آن را توثيق نمودهاند و او حاتم كه زادهء 152 و در گذشتهء 243 است آن را تصديق كرده است ، به صفحهء 71 جلد 11 « تهذيب التهذيب » رجوع كنيد . ( مؤلف )