الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

4

الغدير ( فارسي )

من به آنها لعنت نمىفرستم ولى اولى بدكارى كرد . و با اين كار دومى نيز كه از ديگران به عدل و داد نزديكتر و پاسدارتر مىنمود ، ستمگر و تبهكار شد . اينها ، فرمان پيشواى خويش ، و مردى را كه در حوادث روزگار از همه استوارتر بود ، ضايع گذاشتند و به گمراهى فتادند . حقش را از ياد بردند و به وى با آنكه بر همهء آنها سرور بود ، بىآنكه اندك گناهى كرده باشد ، ستم كردند . به « بنى اميه » در هر جا فرود آيند هر چند از شمشير و تازيانه آنها بترسى ، بگو : هان ! بيزارم از روزگارى كه در آن بيمناك و به فرمانبرى و فرمانبردارى از شما ، ناچارم . خدا گرسنه دارد ، آنكه شما سيرش كرديد و سير كناد آن را كه به ستم شما گرسنه ماند و بىپرده نخستين مرد مردمتان ( معاويه ) و خليع ( وليد بن عبد الملك ) را لعنت كناد ، چه ، اينها بجاى سياستمدار دلخواه هاشمى نسبى ، بر مردم حكومت كردند كه او براى امت وجودى با بركت و بهارى شكوفا بود . در نبردگاهها ، شيرى شكستناپذير و در به راه راست آوردن مردم ، پرتوان بود . امور امت را به پا مىداشت و از آنان دفاع مىفرمود و خشكساليها را براى هميشه به فراوانى نعمت مىسپرد . سخنى در پيرامون شعر اين ابيات از قصائد درخشان كميت ( هاشميات ) است كه شمارهء آن ، چنان كه صاحب كتاب « حدايق الوردّيه » تصريح كرده است ، به 578 بيت مىرسد ، ليكن دست نشرى كه بايد امين برو دايع علم باشد ، ويران گرى كرده و ابيات بسيارى از آن را كه ناچيز هم نيست ، حذف نموده است . و مانند اين گناه را در چاپ ديوان « حسان » و « فرزدق » و « ابى نواس » و غير آن ، نيز مرتكب شده است كه ذكرش