الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
212
الغدير ( فارسي )
نمىآفريد و اين دنياى فريبنده نام نمىگرفت و ما نيز نبوديم و از جهت شما بود كه خداوند آسمان و زمين را براى مردم آفريد و انس و جنّ را آزمود . شما از همانندى با تمام مردم برتريد ، شأن شما بالاتر و ارجتان والاتر است . چون ضررى به ما روى آرد خداوند را به پايگاهى كه در پيشگاه او داريد ، مىخوانيم و خدا آن زيان را از ما مىراند . و اگر دشوارى و اندوهى ما را فرا گيرد ، شما را دژ استوار خود مىسازيم تا از آن سختى و ديگر سختيها برهيم و چون روزگار بر ما ستم كند و به عزّت شما پناهنده شويم ، آن ستم از ما دور مىشود . و آنگاه كه از گناهان خود بر ما بيمى رود ، شفاعت امان بخش شما ، برات بيزارى ما خواهد بود . در بيت نخست اشارتى به اين سخن خداى تعالى در سوره اعراف است كه : * ( وَعَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيماهُمْ ) * و نيز اشاره دارد به احاديثى كه در تفسير اين آيه آمده است و از آن جمله : « حاكم بن حدّاد حسكانى » ( كه شرح زندگيش در ج 1 ص 112 گذشت ) به اسناد خود از « اصبغ بن نباته » ياد كرده است كه گفت در خدمت على نشسته بودم كه « ابن كوّا » شرفياب شد و از معنى اين سخن خداى تعالى پرسيد : على الاعراف رجال يعرفون كلا بسيماهم . حضرت فرمود : واى بر تو اى « ابن كوّا » ما به روز رستاخيز در جايگاهى ميان بهشت و جهنّم مىايستيم و ياران خود را به چهره مىشناسيم و به بهشت در مىآريم و دشمنان خويش را نيز مىشناسيم و به دوزخ مىفرستيم ، و « ابو اسحاق ثعلبى » در كتاب « كشف البيان » در تفسير آيهء شريفه از « ابن عباس » روايت كرده است كه گفت : اعراف جايگاه بلندى بر صراط است كه « عباس » و « حمزه » و « على بن ابى طالب » و « جعفر طيّار » در آن مىايستند و دوستان خود را به سيماى سپيدشان و دشمنان خود را به روى سياهشان باز مىشناسند . اين روايت را ابن طلحه شافعى