الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

202

الغدير ( فارسي )

آنگاه كه فاطمهء بتول ، گريان و نالان و فغان كنان ، به خدمت پيغمبر آمد و گفت : زنان بنزد من آمده ، به نكوهش و سرزنش من زبان گشوده مىگويند ، پيغمبر ترا به همسرى على آن مرد نادار و نيازمند . در آورده است ، پيغمبر فرمود : اى فاطمه شكيبا باش ، و خدا را شكر كن كه به بركت على به فضلى بزرگ نائل آمده اى . خداوند جبرئيل را فرمود تا به آواز بلند فرشتگان را فرا خواند ، ملائكه گرد آمدند و روى به بيت المعمور پروردگار ، آوردند جبرئيل به خطبه خوانى پرداخت و خدا را حمد نمود و ببزرگى ستود . ( و خداوند فرمود ) : يك پنجم زمين من از آن زهرا و بقيهء آن از آن ديگران است . در اين هنگام درخت طوبى بر سر حوران بهشت ، مشك و عبير نثار كرد . توضيح : بيت : اذ أتته البتول فاطم تيكى وتوا لى شهيقها و الزفيرا ، اشاره است به روايتى كه م - حافظ عبد الرّزاق از معمّر و او از ابن ابى نجيح و او از « مجاهد » و او از « ابن عباس » آورده « و خطيب بغدادى » باسناد خود آن را در ص 195 ج 4 تاريخش نقل كرده كه « ابن عباس » گفت چون پيغمبر فاطمه را به همسرى على در آورد فاطمه گفت : اى رسول خدا ( ص ) . آيا مرا به مردى دادى كه نيازمند و بىچيز است ؟ پيغمبر فرمود : مگر خشنود نيستى ؟ براستى كه خداوند از اهل زمين دو مرد را برگزيد كه يكى از آن دو پدرت و ديگر شوهر تو است « حاكم » اين روايت را در « المستدرك » ص 129 ج 3 آورده و آن را صحيح دانسته است . « هيثمى » نيز در ص 112 الجمع و سيوطى آنطور كه در ص 391 ج 2 ترتيب جمع آمده در كتاب « الجمع » و صدرى در ص 226 ج 2 « نزهة المجالس » آورده است . و در ص 226 ج 2 « نزهة المجالس » از عقائق چنين آمده است : كه فاطمه ( رض ) در شب عروسى خويش گريست ، و پيغمبر سبب گريه وى را پرسيد . و زهرا چنين گفت :