الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

199

الغدير ( فارسي )

آنان خطبه خواند و خداوند ترا به عقد على درآورد . سپس به درخت بهشت فرمان داد تا زيب و زيور ببار آرد و آن را بر فرشتگان ببارد و هر فرشته اى كه ( اين زيب و زيورها ) را بيشتر يا بهتر از ديگران برداشت ، تا روز قيامت ، به آن مىنازد . « ام سلمه » گفت : فاطمه بر ديگر زنان سرافرازى ميكرد ، به اينكه نخستين خطبه خوان ( عقدش ) جبريل بوده است . اين روايت را « گنجى » در ص 16 كفايه آورده و گفته است : اين ، حديثى حسن و عالى است و ما آن را به همين طريق روايت كرديم محب الدين طبرى هم در ص 32 ذخائر آن نقل كرده است . و صفورى در ص 225 ج 2 ، نزهة المجالس ، آورده است كه جبرئيل به رسول خدا گفت : همانا خداوند رضوان را فرمان داد . تا منبر كرامت را بر باب بيت المعمور بگذارد و فرشته اى بنام « راحيل » را فرمود . تا بر آن منبر بالا رود او بر منبر نشست و خدا را به سزاوارى ، ثنا و ستايش نمود . پس در آسمانها نشاط و سرور بر پا شد و به من وحى فرمود كه عقد اين پيوند را ميخوانم . من فاطمه كنيز خود و دختر پيغمبرم محمّد را به ازدواج على درآوردم ، پس من عقد كردم و فرشتگان را بر آن گواه گرفتم و شهادت ايشان را در اين پارچه حرير نوشتم . اينك من مأمورم آن را بر شما عرضه كنم و به خاتمى از مشك سپيد مهر نمايم و به رضوان خازن جنان بسپارم . در اين باره اخبار بسيار ديگرى نيز هست . و اين بيت عبدى : و المهر خمس الارض مو هبة تعالت فى المواهب اشارتى است به روايتى كه « شيخ الاسلام حمّوئى » در باب هجدهم « فرائد السمطين » از رسول خدا ( ص ) آورده است كه به على ( ع ) فرمود : اى على ! همانا زمين از آن خداست و آن را بهر يك از بندگان خود كه بخواهد ، وا مىگذارد .