الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

173

الغدير ( فارسي )

در حدود سال 120 و چهل سال پيش از ولادت راوى او ابى داود مسترق بوده ، خالى از هر گونه تحقيق و تقريب است . از نمونه‌هاى شعر او اين قصيده است : ما حديثى را روايت كرديم كه ديگر راويان نيز اين خبر را مىدانند ، مردى به نزد عمر بن خطاب آمد و گفت : عدهء طلاق كنيزان چقدر است و او به حيدر گفت : اى على ! بگو عدهء طلاق كنيزان چقدر است ، على مرتضى با دو انگشت خود اشاره فرمود و عمر روى به جانب سائل كرد و گفت : دو طهر . آنگاه برگشت و به سايل گفت آيا اين مرد را مىشناسى گفت نه : گفت اين علىّ عالى است . عكرمه نيز در خبرى كه هيچ شك و ترديدى در صحت آن نيست ، آورده است كه : ابن عباس بر گروهى كه على را سبّ مىكردند ، گذشت ، حيرت كرد و گريست و با خشم به آنها گفت : كدامتان خداى - جل و علا - را لعنت مىكند ؟ گفتند : از چنين كارى پناه بخداى بريم ، گفت : كدامتان پيغمبر را ناسزا مىگويد و جرأت آن را دارد ؟ گفتند : از چنين كارى به خدا پناه مىبريم ، گفت : كدام يك از شما على آن بهترين مردم روى زمين را دشنام مىدهد گفتند : ما چنين مىكنيم ، گفت : به خدا قسم ، من از پيغمبر برگزيده شنيدم ، هر كس على را سبّ كند مرا سب كرده و آنكه مرا لعن كند خدا را ناسزا گفته است ، و سخن را تمام كرد . آرى محمد و برادر و دختر و فرزندان او بهترين خلق از پياده و سواره‌اند پروردگار ما آن آفريدگار خلق و پديد آرندهء آنان بر روى زمين ، بر آن خاندان درود فرستاد و او تعالى آنان را پاكى بخشيد و از ميان مردم انتخاب و اختيارشان كرد و برگزيد . اگر آنها نبودند آسمان را نمىافراشت و زمين را نمىگسترد و مردم را نمىآفريد خداوند عمل بنده را نمىپذيرد مگر آنگاه كه به اخلاص دل به مهر آنها ببندد و نماز نمازگزار تمام نمىشود و دعاى دعاگو بالا نمىرود مگر به ذكر آنها . اگر آنها بهترين مردم روى زمين نبودند ، جبرئيل در زير كسا به ايشان نمى