الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
170
الغدير ( فارسي )
چه مىفرمائى ؟ فرمود : ايشان اوصياء دوازده گانه از آل محمدند ( ع ) كه نمىشناسد خدا را مگر آنكه آنان را شناخته باشد و ايشان نيز او را شناخته باشند . گفت فدايت شوم ، اعراف چيست ؟ فرمود ، تپه هائى از مشك است كه رسول خدا ( ص ) و اوصياء او ( ع ) بر آن قرار مىگيرند و همه را به چهرهاشان مىشناسند سفيان گفت : آيا در اين باره شعرى بسرايم ؟ و آنگاه قصيدهء ايا ربعهم هل فيك لى اليوم مربع و هل لليال كنّ لي فيك مرجع ( 1 ) : « اى خانههاى محبوب ! آيا در اندرون شما مرا امروز جائى و شبهاى مرا به سوى شما بازگشتى هست » سرود . در اين چكامه مىگويد : اى پيشوايان دين ! شما در حشر و نشر ، حكمران ؛ و در روز سخت و ترسناك جزا ، پناهگاهيد و بر اعراف كه تپه هائى از مشك است و ببركت شما بوى خوش از آن برمىخيزد ، قرار داريد . هشت تن از شما بر عرش خدايند كه فرشتگان آن را بر دوش مىكشند و چهار تن در زمين به هدايت خلق مشغولند . و خواننده ؛ چون برخى از احاديثى را كه ما دربارهء اين شاعر ياد كرديم با برخى ديگر درآميزد ، به پايهء بزرگ عبدى در دين آگاه مىشود و درمىيابد كه فرود مقام ادبست كه برايش صفت ثقه آوريم و در لابلاى حديث و تاريخ وى را چنان صاحب حسن حال و صحت مذهب مىبيند كه از مرز ( حسان ) و نيكان مىگذرد . پس مجالى براى توقف در ثقه بودن عبدى آن چنان كه علامهء حلى اين توقف را فرموده است و نيز براى آنكه او را در زمرهء حسان بشمريم چنان كه ديگرى اظهار كرده است ، نمىماند . و نسبت تند روى و بلند پروازى به وى و غلو او در مذهب كه ابو عمركشى از شعر وى دريافته است ، نيز ، درست نيست . چه مادر اشعارى
--> ( 1 ) - سورهء اعراف آيهء 46 .