الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

168

الغدير ( فارسي )

زندگى شاعر « ابو محمد سفيان بن مصعب عبدى » كوفى از شعراء خاندان پاك پيغمبر است كه با مهر و شعر خود به پيشگاه آنان تقرب جسته و با صدق نيت و خلوص ارادت از مقبولين درگاه آنان گرديده است . شعر او متضمن بسيارى از مناقب مشهور امير مؤمنان و ستايش فراوانى از آن جناب و خاندان پاك اوست ، كه خوب هم سروده است بر مصائب اهل بيت از سر درد سخن رانده و بر محنى كه بر آنان رفته مرثيه‌ها گفته است . و ما از او شعرى دربارهء ديگرى غير از آل اللَّه نديده‌ايم . « امام صادق » ( ع ) بنا بر آنچه در روايت ثقة الاسلام كلينى در « روضهء كافى » است از عبدى درخواست كرد تا شعرش را بخواند ، كلينى باسناد خود از « ابى داود مسترق » از خود عبدى آورده است كه گفت : بر ابى عبد اللَّه ( ع ) وارد شدم ، فرمود : به ام فروه بگوئيد بيايد و مصائبى را كه بر جدش رفته است بشنود : ام فروه آمد و در پشت پرده نشست ، پس امام فرمود : برايمان شعر بخوان و من خواندم : فرو جودى بدمعك المسكوب . . . زنان شيون و فغان كردند ، ابو عبد اللَّه فرمود : در خانه را بنگريد ! اهل مدينه در آستانهء در جمع شده بودند - ابو عبد اللَّه كسى را فرستاد كه بگويد : چيزى نيست كودكى از ما از هوش رفته بود زنها شيون مىكردند . امام صادق ، بنابر آنچه در صفحهء 105 كامل ابن قولويه باسنادش از ابى عماره كه خوانندهء اشعار بود آمده است ، از وى ، نيز درخواست فرمود تا شعر عبدى