الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
138
الغدير ( فارسي )
به خوبى به وسعت دامنه و عمق آگاهى وى در فهم معانى قرآن كريم و درك سنت شريف ، پى مىبرد . و مىفهمد كه كوشش پى گير سيّد در راه ولاء اهل بيت بر اساس بصيرتى است كه از علمى بسيار و معرفتى سرشار مايه مىگيرد و آن چنان كسى نيست كه اعتقادش بر پايه تقليد محض و دريافت ساده بوده و ناآگاهى و نافهمى بر انديشه اش غالب باشد . نمونه اى از علم وي صفحهء 258 اين كتاب آنجا كه در مجلس منصور با قاضى سوّار : در پيرامون عقيده به رجعت به گفتگو نشسته و وى را با قرآن و حديث ، عاجز و ساكت كرده است ، و نيز در صفحهء 264 گذشت . مرزبانى ، در اخبار السيد گفته است : آوردهاند كه سيد ، در روزگار هشام ، به حج رفت و كميت شاعر را ديد ، بر او سلام كرد و گفت توئى گويندهء اين ابيات : و لا اقول اذا لم يعطيا فدكا بنت الرّسول و لا ميراثه كفرا اللَّه يعلم ماذا ياتيان به يوم القيامة من عذر اذا حضرا « من نمىگويم ، عمر و ابوبكرى كه فدك و ميراث دختر پيغمبر را به وى ندادند ، كافر شدهاند . خداى داند كه در روز رستاخيز كه در پيشگاه خدا حاضر مىآيند ، چه عذرى خواهند آورد . كميت گفت : آرى من گفتهام و از بنى اميّه تقيه كردهام و در گفتار من اين گواهى نيز هست كه آنها آنچه را در تصرف فاطمه بوده است ، گرفتهاند . سيد گفت : اگر دليل نمىآوردى ، جا داشت كه ساكت بمانم ، امّا بدان كه تو دربارهء حق كوتاه آمده اى ، چه پيغمبر خدا ( ص ) مىفرمايد : فاطمه ، پارهء تن من است ، آنچه او را پريشان كند مرا پريشان كرده است . براستى كه خدا از خشم زهرا به خشم مىآيد و از خشنودى وى خشنود مىشود . پس تو اى كميت ! با پيغمبر كه فدك را به امر خداوند به زهرا بخشيد و امير مؤمنان و حسن و حسين و امّ