الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

126

الغدير ( فارسي )

مارى كه شعله اى شبيه آتش از دهانش بيرون مىآمد ، بر گرد آنان حلقه زده بود . پيغمبر شتابزده به سوى مار رفت و او نيز روى به پيغمبر آورد سپس خزيد و به سوراخى رفت . پيغمبر به جانب فرزندانش آمد و آنان را از هم جدا كرد و دست به صورتشان كشيد و فرمود : پدر و مادرم فدايتان باد . شما در پيشگاه خداوند چقدر عزيزيد ! سپس يكى را بر دوش راست و ديگرى را بر شانهء چپ نشاند . من گفتم خوشا به حال شما نيكو مركبى است مركب شما . پيغمبر فرمود : آنها هم خوب سوارانى هستند و پدرشان از آنها بهتر است . نقل از جامع كبير سيوطى ، آنچنان كه در جلد 7 صفحهء 106 ترتيب آن آمده است . و « ابن عساكر » در صفحهء 317 جلد 4 تاريخش ، از عمر آورده است كه گفت : حسن و حسين را بر دوش پيغمبر ديدم ، گفتم : خوب مركبى است مركب شما . و در عبارت « ابن شاهين » در « السنّه » ، چنين است كه : خوب مركبى زير ران شما است و پيغمبر ( ص ) فرمود : آنها نيز خوب سوارانى هستند . 7 - از « سليمان بن ارقم » است كه گفت : با سيد از كنار داستانسرائى كه بر در خانهء « ابى سفيان بن علاء » قصّه مىگفت ، گذشتيم او مىگفت : در روز رستاخيز ، اعمال پيغمبر خدا را در يك كفه و اعمال تمام امّت را در كفهء ديگر ترازوى عدل الهى مىنهند و مىسنجند و اعمال رسول خدا ( ص ) بر همهء آنها ، سنگينتر مىآيد . سپس فلانى را مىآورند و اعمالش را مىسنجند آن نيز برتر مىآيد . سپس آن ديگرى را مىآورند و اعمالش را وزن مىكنند ، او نيز گرانتر مىآيد ، سيّد روى به ابى سفيان آورد و گفت : به جان خودم سوگند كه رسول خدا ( ص ) بر همهء امّت در فضل فزونى دارد و اين حديثى حق است . امّا آن دو نفر ديگر ، در بديها بر ديگران افزونند ، زيرا هر كس سنّت زشتى بجا بگذارد كه پس از او به كار گرفته شود ، گناه آن سنت و عمل كنندگان