الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 14
الغدير ( فارسي )
و يامرنى بالاقتداء به . . . ارى نور الوحى و الرسالة و اشم ريح النبوّة . . . » و در خطبهء 188 مىفرمايد : « و لقد علم المستحفظون من اصحاب محمّد ( ص ) انى لم ارد على اللَّه و لا على رسوله ساعة قط و لقد واسيته بنفسى فى المواطن التى تنكص فيها الابطال و تتاخرّ الاقدام نجدة اكرمنى اللَّه بها و لقد قبض رسول اللَّه و ان راسه لعلى صدرى و لقد سالت نفسه فى كفى فامررتها على وجهى و لقد وليت غسله ( ص ) و الملائكة اعوانى . . . فمن ذا احق به منّى حيّا و ميّتا . . . » نيز همه نوشتهاند كه على براى اولين بار ديده به ديدار پيغمبر گشود و رسول محترم وى را به آغوش كشيد و گهواره اش جنبانيد . در چهار سالگى او را به خانه خود برد و به تربيتش پرداخت على را بر مركب خود سوار مىكرد و عمّامهء خويش بر سرش مىنهاد . بگاه برخاستن دستش به دست على مىداد و در وقت نشستن به او تكيه مىفرمود . دست بدست على مىنهاد و مىبوسيد و عرق از چهره اش مىسترد پوست از موز مىگرفت و بر دهان او مىنهاد . پنجه در پنجه اش فرو مىبرد . سر - بگوشش مىنهاد و در خلوت خود با او ، ديگرى را راه نمىداد . بر جراحات على مىدميد و بر چشمان بيمارش دست مىكشيد . شب تبدارى على تا صبح نمىخوابيد و وقتى على را بجنگى مىفرستاد مىگفت : خدايا مرا مميران تا على را ببينم ! صاحب سرّ و نجوا و خلوت و كاتب و حيش على بود : « كان الوحى ينزل على رسول اللَّه ليلا فلا يصبح حتى يعلَّمه عليا و ينزل الوحى نهارا فلا يمسى حتى يعلَّمه عليا » « 1 » . اينها نمونهها و جلوههاى كوتاهى از گفتار و رفتار پيغمبر اكرم ( ص ) با امام امير المؤمنين است كه خود اين اقوال و افعال ، « نصوص قوليه و فعليّهء »
--> ( 1 ) - اگر وحى در شب بر پيغمبر نازل مىشد آن شب را بروز نمىآورد مگر آنكه وحى را به على مىآموخت و اگر به روز فرود مىآمد ، آن روز را شام نمىكرد مگر آنكه على را از آن آگاه مىفرمود .