السيد محمد حسين الطهراني
26
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى)
كند ، بنابراين بنده با حضرت آقاى حاج شيخ عبّاس عازم نجف بوده و به طرف محلّ سيّارات نجف حركت نموديم . سبب شهرت حضرت آقاى حاج سيّد هاشم به « حدّاد » حقير در بين راه به ايشان عرض كردم : ميل داريد برويم و از آقا سيّد هاشم نعل بند ديدنى كنيم ؟ ! ( چون ايشان در آن زمان به حجّ بيت الله الحرام مشرّف نشده بود ، و بواسطهء آنكه شغلشان نعل سازى و نعل كوبى به پاى اسبان بود ، به سيّد هاشم نعل بند در ميان رفقا شهرت داشت . بعداً يكى از مريدان ايشان كه در كربلا ساكن بود و حقّاً نسبت به ايشان ارادت داشت به نام حاج محمّد على خَلَف زاده كه شغلش كفّاشى بود ، شنيديم كه از نزد خود اين شهرت را احتراماً به حدّاد يعنى آهنگر تغيير داده است ؛ على هذا رفقا هم از آن به بعد ايشان را حدّاد خواندند . ) آية الله حاج شيخ عبّاس به نجف برگشتند و حقير خدمت حدّاد رسيدم ايشان در جواب فرمودند : سابقاً دكّان نعل سازى ايشان در عَلْوَه ( ميدان بار ) جنب بلديّه و در وسط شهر و بسيار نزديك بود ، و من آنجا را ميدانستم و ميرفتم ، امّا اينك تغيير كرده است و بسيار دور است و من هم بلد نيستم ؛ و علاوه لازم است كه زودتر به نجف برسم ، فلهذا الآن مجال ندارم ، باشد براى وقتى ديگر ! عرض كردم : من الآن عجلهاى براى مراجعت ندارم . اجازه ميفرمائيد بمانم و ايشان را زيارت كنم ؟ ! فرمودند : خوب است ، مانعى ندارد . لهذا حقير از ايشان خداحافظى نموده و برگشتم ، و از نزديك عَلْوه و ميدان بار معروف كربلا نشانى جديد ايشان را جويا شدم ، گفتند : در بيرون شهر ، پشت شُرطهخانه ، در اصْطَبل شرطه خانه دكّانى دارد و آنجا كار مىكند . اوّلين بار تشرّف مصنّف به محضر حضرت حدّاد حقير ، خيابان عبّاسى را كه منتهى مىشود به شرطه خانه ( نظميّه و شهربانى ) پيمودم تا به آخر ، و از آنجا اصطبل را جويا شدم ، نشان دادند . وارد