السيد محمد حسين الطهراني
16
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى)
در تصوّر ذات او را كُنج كو * تا درآيد در تصوّر مثل او « 1 » و چقدر خوب و روشن فرمايش مولى الموالى حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام جا و محلّ خود را نشان ميدهد كه : صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الاعْلَى . أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللهِ فِى أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إلَى دِينِهِ . ءَاهِ ءَاهِ ، شَوْقًا إلَى رُؤْيَتِهِمْ ! « در دنيا و عالم طبيعت فقط با بدنهاى خاكى خود همنشينى و برخورد داشتند درحالىكه جانهاى آنها به آسمان قدس و محلّ رفيع و عالى بسته بود . ايشانند فقط جانشينان خدا در روى زمينش و داعيان او به سوى دينش . آه آه ، چقدر مشتاق ديدار و زيارتشان هستم . » سبب تأليف كتاب امّا از آنجائى كه ولد ارشد و افضل و أعلم آية الله معظّم و حجّة الله مكرّم الهى ، حضرت حاج سيّد ميرزا على قاضى أعلَى اللهُ مقامَه المُنيف : جناب محترم و سرور مكرّم حقير ، فخر الفضلاءِ العِظام و عِماد العَشيرة الفخام و سيّد البَررة الكِرام ، ولد جسمانى و روحانى آن فقيد : آقاى حاج سيّد محمّد حسن قاضى طباطبائى تبريزى أدامَ اللهُ أيّامَ ظِلاله و بركاتِه ، كتابى را بالنّسبه مفصّل و مشروح در احوالات والد ارجمندشان : مرحوم قاضى در دست تأليف دارند و شايد به حمد الله و المنّه به زودى آمادهء طبع و نشر گردد ، و در جلد دوّم اين مجموعه شرح حالات و ترجمهء تلامذه و شاگردان آن بزرگمرد الهى آمده است ، و چندين بار با پيام شفاهى و اينك با رقيمهء كريمهء خود كتباً از حقير خواستهاند تا دربارهء حضرت آقا حاج سيّد هاشم حدّاد رضوانُ اللهِ تعالَى عَليه آنچه را كه ميدانم بنويسم و خدمت ايشان تقديم كنم ؛ لهذا امتثالًا لامره كه در حقيقت
--> ( 1 ) « مثنوى » ص 4 ، سطر 14 تا 19