السيد محمد حسين الطهراني
70
رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى)
و در معنى « الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ » مىگويد : شأن مردان قيام و سرپرستى بر زنان است مانند قيام و قيّوميّت حكّام بر رعيّت به امر و نهى و مانند آن . و به كار بردن جمله اسميّه با صيغه مبالغه براى تأكيد و تثبيت است و اشعار به اين دارد كه اين مطلب در مردان ريشه و رسوخ داشته و در طبيعت مادّى آنها است ( تنها يك امر اعتبارى و منسوب به مردان نيست بلكه يك صفت واقعى و ريشه دار است . ) و در كلام اشارهاى است به موجب استحقاق مردان در زيادى ميراث ، چنان كه در آنچه مقدّمتاً آمد رمز تفاوت مراتب استحقاق وجود دارد . . . تا اينكه مىگويد : و ضمير جمع براى هر دو طايفه مردان و زنان از روى تغليب « 1 » است ، يعنى مردان بر زنان قيّوميّت دارند به سبب تفضيل خداوند آنها را ( مردان ) بر اينها ( زنان ) يا استحقاق قيّوميّت را به سبب برترى دارند و جامهء تفضيل و برترى بر قامت آنان پوشيده است . « 2 » تفسير « لطائف الاشارات » امام قشيرى و در تفسير « لطائف الاشارات » امام قشيرى ، در تفسير آيه شريفه : « الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ » مىگويد : مردان به قوّت و نيرو مختصّ شدند و از اينرو مسؤوليّت و بار بيشترى بر دوش آنها نهاده شده ، و بار و مسؤليّت بر حسب توانائى و استطاعت است ؛ و آنچه معتبر است انديشهها و دل ها و همّتها است نه آراء و اهواء و نفرها و تن ها . « 3 » تفسير « بيان السّعاده فى مقامات العبادة » و در تفسير « بيان السّعاده فى مقامات العبادة » در تفسير اين آيه مىگويد : مردان بر زنان مثل قيام و قيّوميّت حكّام بر رعاياى خود قيّوميّت دارند ، مراقب احوال
--> ( 1 ) تغليب يك قاعده در ادبيات عرب است كه اگر مرد و زنى در مطلبى مشترك باشند ضمير مذكّر آورده مىشود و با غلبه مرد بر زن ، هر دو به يك ضمير ( مذكّر ) ارجاع مىشود . ( مترجم ( 2 ) « تفسير آلوسى » چاپ دار التراث العربى ، جلد پنجم ص 20 و 23 ( 3 ) « تفسير قشيرى » چاپ دار الكاتب العربى ، جلد دوّم ص 25