السيد محمد حسين الطهراني
26
توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى)
و چون طهرانىها به حاج سيّد أحمد رجوع كردند ؛ تا از او تقليد كنند ؛ نپذيرفت و در جواب گفت : اگر جهنّم رفتن واجب كفائى باشد ، مَن بِهِ الكِفَايَة موجود است . بارى اتّفاقاً وفات مرحوم آية الله آقا ميرزا محمّد تقى شيرازى در شب سيزدهم ذوالحجة الحرام ( 1338 ) در كربلاى مُعَلّى واقع شد « 1 » كه شش سال بعد از وفات آقا حاج سيّد أحمد در نجف اشرف بوده است . اين بود مختصرى از شرح حال و ترجمهء عالم الهى و عارف صمدانى : آية الله حاج سيّد أحمد طهرانى ، يكى از دو صاحب شخصيّت و عظمتى كه اين مكاتيب حكمى و عرفانى بر محور آراء و افكار آنان دور مىزند . ترجمهء احوال شيخ محمّد حسين اصفهانى قدس الله سرّه و أمّا صاحب شخصيّت و عظمت ديگر : مرحوم آية الله فقيه و اصولى و فيلسوف و حكيمى است كه در قرون أخيره به جامعيّت او از جهت اتقان علم ، و دقّت نظر ، و سعهء انديشه ، و جامعيّت بين علم و عمل ، و إعراض از دنيا ، و زهد و پاكى كمتر ديده شده است . او مرحوم آية الله : حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى معروف به كمپانى است كه در دوّم محرم الحرام سنهء 1296 هجرى قمرى متولّد ؛ و در شب يكشنبه پنجم ذوالحجّة الحرام 1361 ، در حال خواب از دنيا رحلت نمود . قدّس الله تربته
--> ( 1 ) . مرحوم آية الله آقا ميرزا محمّد تقى شيرازى از علماء فريد و أتقياء وحيد در طائفهء شيعهء أماميّه بودهاند ، كه علماً و عملًا از نمونههاى بارز سلف صالح و أصحاب و خواصّ أئمّهء معصومين صلوات الله عليهم أجمعين بودهاند ، و بعد از مرحوم آية الله حاج ميرزا محمّد حسن شيرازى مرجعيّت شيعه برايشان قرار گرفت . محلّ اقامت ايشان در كربلاى معلّى بود ؛ و محل اقامت مرحوم آية الله حاج سيّد احمد در نجف اشرف بوده است . مرحوم والد حقير : آية الله حاج سيّد محمّد صادق طهرانى از شاگردان مرحوم آقا ميرزا محمّد تقى بوده است و از دقّت نظر در مطالب علميّه و دقت نظر در امور عمليّه و اجتناب از هوى و هوس و تحرّز شديد از حبّ رياست و احتياط كامل و توسّل عجيب ايشان به حضرات أئمّهء معصومين و شبزندهدارىها و عبادات و زيارات ايشان مطالبى بس نفيس براى ما بيان مىكرد ؛ و ايشان را بالاتر از عدالت ، بلكه مصداق حقيقى صائناً لنفسه تاركاً لهواه مطيعاً لامر مولاه مىدانست . شرح احوال وى را مرحوم آية الله علّامه ، حاج شيخ آغا بزرگ طهرانى در « نقباء البشر » ج 1 ، ص 261 تا ص 264 ذكر نموده است . رحمة الله عليه رحمة واسعة .