السيد محمد حسين الطهراني

20

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى)

از فضائل مرحوم آقاى حاج سيّد أحمد طهرانى بيان كردند ؛ و سپس فرمودند : پس از رحلت ايشان ، من شبى او را در خواب ديدم ؛ و مىدانستم كه فوت كرده است ؛ انگشت مسبّحه ( سبّابه ) ايشان را محكم گرفتم ؛ و گفتم : از آن مقامات و درجاتى كه خدا به شما عنايت فرموده است ، بايد براى من بيان نمائيد ! با شدّتى هر چه تمام‌تر انگشت خود را از دست من كشيد ؛ و خنده‌اى نموده گفت : حلواى تنتنانى ، تا نخورى ندانى ! « 1 » استاد استاد ما : علّامهء طباطبائى قدّس سرّه ، يعنى مرحوم آية الله حاج ميرزا على قاضى قدّس سرّه ، در فنّ عرفان و توحيد ، شاگرد مرحوم حاج سيّد أحمد كربلائى بوده است . بدين معنى كه پس از رحلت والدشان : مرحوم آية الله آقاى سيّد حسين قاضى كه او شاگرد امام قلى نخجوانى ، و او شاگرد آقا سيّد قريش قزوينى بوده است ؛ تربيت و كمال مرحوم قاضى به دست آقاى حاج سيّد أحمد كربلائى طهرانىّ صورت گرفته است . احوال سيّد جمال الدّين گلپايگانى قدس الله نفسه استاد استاد ديگر ما : مرحوم آية الله العظمى آقا سيد جمال الدين گلپايگانى قدس سره ، نيز مرحوم حاج سيد احمد بوده است ؛ و سير مراتب كمال و درجات روحيّه آن آيت إلهى بدست او صورت گرفته است . مرحوم آقا سيّد جمال الدّين براى حقير نقل كردند كه : در ايّام جوانى كه تحصيلات ايشان در اصفهان بوده است ؛ استاد و مربّى اخلاقى ايشان ، مرحوم آخوند كاشى ، و مرحوم جهانگيرخان قشقائى بوده‌اند . و چون به نجف اشرف مشرّف مىشوند ، استادشان مرحوم آقا سيّد جواد بوده است ؛ و مىفرمودند : او مردى سريع و پر مايه و پر محتوى بود ؛ و مىگفت : اگر از عالم بالا به من اجازه دهند ؛ در سر چهار راهها ، چهارپايه مىگذارم و بر روى آن مىايستم و مردم را به توحيد و عرفان خداوندى مىخوانم . و ديرى نپائيد كه به رحمت حقّ پيوست . و من به مرحوم آية الله و مربّى اخلاقى : آقاى شيخ على محمّد

--> ( 1 ) در « أمثال و حكم » دهخدا ، ج 2 ، ص 702 گويد : اين مثال در لسان عربى نظير : مَن لَمْ يَذُق لَم يَدرِ مىباشد .