السيد محمدمهدي بحر العلوم

73

رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم (فارسى)

نپذيرد ، وصول به متأخّر صورت نبندد و به قدر ذرّه‌اى از متقدّم تا باقى مانده قدم به عالم متأخّر نتوان نهاد . ، « 1 »

--> عالم پائين‌تر طىّ نشود به عالم بالاتر نتوان صعود نمود . و ليكن دو نكته در اينجا قابل توجّه است : نكتهء اول : آنكه اقامت در عالم بالاتر متوقف است بر اقامت عالم پائين‌تر و امّا صرف اطّلاع موقّتى و حصول مجرد حال و ادراك بعضى از خصوصيّات آن متوقف بر اقامت در عالم پائين‌تر نيست مثلا كسى كه بخواهد در عالم عقل اقامت كند بايد حتما از جميع مراحل عالم مثال عبور كرده باشد و ليكن ممكن است بر كسى كه از مثال عبور نكرده باشد به طور حال بعضى از خصوصيّات و آثار عالم عقل هويدا گردد . و هكذا الامر نسبت به عالم عقل با عالم لاهوت . نكتهء دوم : آنكه عبور از عالمى مستلزم اطلاع بر جميع آثار و خصوصيّات آن عالم نيست چه بسا ممكن است افرادى از عالم مثال عبور كنند بدون آنكه مكاشفات صوريّهء ملكوتيّه به طور تفصيل براى آنها پيدا شود بلكه فقط به واسطهء منامات بعضى از صور مثالى را ادراك كنند ، يا در خواب كشف بعضى از امور مثالى از ماضى و آينده براى آنها بشود ، چنانچه از مرحوم آية الحق آقاى حاج ميرزا على آقا قاضى رضوان اللّه عليه نقل است كه مىفرمودند : مرحوم شيخ زين العابدين سلماسى كه از مقربان و اخصّاء مرحوم آية اللّه سيّد مهدى بحر العلوم بوده است تمام مكاشفاتش در خواب بوده است . بلى براى عبور از عالمى اطلاع و كشف اجمالى بر آثار و خصوصيّات آن عالم حتمى است . ( 1 ) جناب محترم آقاى رضا استادى تا اينجا را به سليقهء خود از مرحوم بحر العلوم دانسته و بقيّه را حذف كرده‌اند ، و با آنكه در مقدّمهء خود نوشته‌اند كه : من از أهل سير و سلوك نيستم ، معلوم نشد به چه جهت كتاب را مثله نموده و بدون هيچ حجّتى چنين كرده‌اند . گفته‌اند : من از باب احتياط اين عمل را نموده‌ام . آيا تصرّف در عبارت بزرگان و حذف و تنكيل ، مطابق احتياط است ؟ و يا اقدام بر طبع چنين رسالهء مهمّى با اين كيفيّت مطابق احتياط است ؟ و چون رسالهء مطبوعهء به نظر ايشان ، بعد از طبع أوّل رساله با حواشى و تعليقات