السيد محمدمهدي بحر العلوم

46

رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم (فارسى)

نمىگردد ، و مادّه و جسميّت از عالم كون است و هر كونى را فسادى تابع ، كلّ شيء هالك إلاّ وجهه ، وجه هر چيز آن جهتى است كه با آن مواجه ديگران مىشود . و با آن به ايشان ظهور و تجلّى مىكند ، پس وجه هر كسى مظهر اوست . پس هر چيزى - بجز مظاهر صفات يا اسماء الهيّه - هلاك و بوار از جمله لوازم او است . و بسى از نفوس كمّل را اگر چه وصول به شمّه‌اى از علوم و معارف ميسّر و لكن رشحه‌اى و قطره‌اى از عين الحكمة بر ايشان مترشّح نگشته . و ينبوع حكمت اشاره به مبدأ جميع فيوضات و منبع كمالات است . [ مقام مظهريت انوار الهيه ] پس ، از جملهء مراتب عليّهء اين عالم ، مظهريّت انوار الهيّه

--> الهى حتّى فناء در اسم « أحد » حاصل كند و اگر بقاء بعد الفناء كه همان بقاء به معبود است پيدا كند ، معهذا تجرّد كامل من جميع الجهات ، حتّى تجرد از استعداد امكانى براى او حاصل نخواهد بود . گرچه در اين حال علم او علم الهى است و با هر موجودى معيّت دارد و از ماضى و مستقبل مطّلع است ، ولى همان علاقهء اجمالى به تدبير بدن مانع از حصول تجرد تامّ در ما فوق افق امكان خواهد شد . و لذا ديده مىشود كه نسبت علقهء روح او به بدن خود و ساير موجودات تفاوت دارد . و بعد از مرگ كه به كلّى بدن را رها كند و از اشتغال به تدبير آن به تمام معنى الكلمه فارغ شود تجرّد تامّ لاهوتى پيدا خواهد نمود . شيخ ولىّ الله دهلوى در « همعات » گويد : اين فقير را آگاهانيده‌اند كه قطع علاقهء روح از بدن پس از پانصد سال از مرگ حاصل خواهد شد . و محيى الدين عربى در موارد عديده گويد كه : بعد از بقاء به معبود نيز عين ثابت براى سالك باقى خواهد بود . و اين مطلب منافات با اسم اعظم الهى بودن انسان ندارد زيرا در بين موجودات حتى الملائكه ، انسان اسم اعظم است . غاية الأمر تمام مراتب را با بدن كسب مىكند ، و فقط يك مرحله از حصول تجرّد تامّ و تمام حتّى تجرّد از عين ثابت و شوائب امكان پس از مرگ براى او حاصل مىشود .