السيد محمد حسين الطهراني

75

معاد شناسى (فارسى)

وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ . « 1 » « و حقّاً ما بعد از تورات در كتاب زبور داود نوشتيم كه زمين را بندگان صالح ما به ارث مىبَرند . » و معناى وراثت آنست كه انسان مالك چيزى گردد پس از آنكه ديگرى مالك بود ، و از او به انسان منتقل گردد ؛ انتقال سلف به خلف . پس در مفاد ميراث ، بايد چيزى ثابت باشد و كسى بعد از تصرّف ديگرى آن را تصرّف كند ، و آن خَلَف در تصرّف آن ، قائم مقام و جانشين سَلَف گردد . و مقتضاى سياق اين آيه ، در مقام بيان راستى وعده ، اين بود كه بگويد : أوْرَثَنَا الْارض نَتَبَوَّأُ مِنْها « زمين را به ما ارث داد تا در آن زمين مسكن گيريم . » و يا آنكه بگويد : أوْرَثَنَا الْجَنَّةَ نَتَبَوَّأُ مِنْها « بهشت را به ما ارث داد تا در آن مسكن گزينيم . » و چون اين‌طور بيان نفرموده است ، و سياق عبارت را بدين گونه ريخته است كه : أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ « زمين را به ما ارث داد تا در بهشت مسكن بگيريم . » استفاده مىشود كه در اينجا حتماً بايد ربط و ارتباط خاصّى بين زمين و بهشت بوده باشد . مسألهء « وراثت » درباره بهشت و دوزخ همچنان كه در بقيّهء آياتى كه زمين به عنوان وراثت داده شده است ، مطلب از همين قرار است ؛ مثل آيه : أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِها أَنْ لَوْ نَشاءُ

--> ( 1 ) آيه 105 ، از سورهء 21 : الانبياء