السيد محمد حسين الطهراني
113
معاد شناسى (فارسى)
آرى ، اين حال اينگونه محجوبان و معصيتكاران است ؛ و اين چه نسبت دارد با حال كسانى كه در بهشتها آرميدهاند و از بوى آن سرمَست شدهاند ، بلكه چه نسبت دارد با آن كسانى كه بهشت به سراغ آنان مىآيد و از بوى آنان مَست ميگردد ؟ ! « وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ بين جملهء أبرار مست » . أشعار فروغى بسطامى در وصف أهل بهشت طوبى و سدره گر به قيامت به من دهند * يك جا فداى قامت رعنا كنم ترا مستانه كاش بر حرم و دير بگذرى * تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم ترا با صد هزار جلوه برون آمدى كه من * با صد هزار ديده تماشا كنم ترا بالاى خود در آينهء چشم من ببين * تا با خبر ز عالم بالا كنم ترا خواهم شبى نقاب ز رويت بر افكنم * خورشيد كعبه ، ماه كليسا كنم ترا زيبا شود به كار گه عشق كار من * هرگه نظر به صورت زيبا كنم ترا « 1 » خدايا زاهد از تو حور ميخواهد قصورش بين * به جنّت مىگريزد از درت يا رب شعورش بين
--> ( 1 ) منتخبى از يك غزل فروغى بسطامى است