السيد محمد حسين الطهراني
71
رساله لب اللباب در سير و سلوك أولى الألباب (فارسى)
چون قتل ، ممكن الاستناد به حضرت خضر و به خداست لهذا به صيغهء جمع آورده شده است . وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما « 1 » . چون توجّه به خير و ارادهء كمال و نفع ، مستند به ذات الهى است لهذا نسبت به پروردگار داده شده است . و همچنين از سخنان حضرت إبراهيم عليه السّلام اين طريقه از تكلّم مشهود است آنجا كه گفت : الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ - وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ - وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ . « 2 » در اينجا مرض را به خود و شفا را به خدا نسبت داده است .
--> ( 1 ) آيه 82 ، از سورهء 18 : كهف : [ و اما آن ديوار از آن دو كودك يتيمى در شهر بود كه گنجى برايشان زير آن نهفته بود و پدرشان مرد صالح و شايستهاى بود ، پس پروردگار تو خواست كه آنان به رشد خود برسند و گنجشان را بيرون آورند ] . ( 2 ) آيه 78 تا 80 ، از سورهء 26 : شعراء : [ ( خداى من ) آن كسى ( است ) كه مرا آفريده پس هدايتم مىكند ، و آن كسى ( است ) كه مرا خوراك مىدهد و سيرابم مىكند ، و چون بيمار شوم مرا شفا مىبخشد ] .