السيد محمد حسين الطهراني

51

رساله لب اللباب در سير و سلوك أولى الألباب (فارسى)

وقتى سرانجام سالك بدين مرحله رسيد كم‌كم خود را كه براى خداى تعالى دوست مىداشت نيز فراموش مىكند و ديگر خودى نمىبيند و ديگر غير از جمال ازلى و ابدى سيما و رخساره‌اى را نخواهد ديد و رفته رفته در آن درياى بيكران غرق شده اثرى از او نخواهد ماند . بايد دانست كه سالك بايد متوجّه باشد كه در جنگ انفسى به طور كامل از عهدهء جنود شيطان برآيد و آثار نفسانيّهء خود را به كلّى قطع كند و اصول آنها را از زواياى مخفيّهء خانهء دل بركند چه اگر ذرّه‌اى از حبّ مال و جاه و منصب و كبر و شخصيّت طلبى و خويشتن دوستى در او باقى باشد هرگز به كمال نخواهد رسيد . لهذا بسيار ديده شده است كه كثيرى از كمّلين پس از سالها رياضت و مجاهده به كمالات نرسيده و در جنگ انفسى شكست خورده‌اند ، و علّت آن اينست كه ريشهء بعضى از صفات هنوز در خانهء دلشان باقى بوده ليكن پنداشته‌اند كه آن ريشه به كلّى از بين رفته است لذا در مواقع امتحان الهى و در مظانّ بروز نفس و جلوهء آثارش آن ريشه‌ها ناگهان جوانه داده و نموّ نموده و كار سالك را ساخته‌اند . توفيق غلبهء بر نفس و جنود آن منوط به دستگيرى و عنايات خاصّهء حضرت ربّ الأرباب است چه طىّ اين مرحله بدون توفيق و دستگيرى خاصّ او صورت نبندد . گويند : روزى مرحوم سيّد بحر العلوم - رضوان اللّه عليه - را